ظرفى كه اين گل را در آن نگاهدارى ميكردند به « مطينه » مشهور بود ، اين گل را به فارسى جرجست خوانند و در عربى به صورت جرجس و قرقس درآمده است .
كشتىهاى بزرگ اقيانوس پيما ، كليه بارهاى خود را در سيراف تخليه ميكردند . آنگاه كالاى موجود در سيراف ، و كالاهائى كه بوسيله كشتىهاى كوچكتر از بصره و ديگر بنادر خليج فارس بسيراف آورده شده بود بارگيرى ميكردند .
كالاهاى وارده بسيراف سپس بوسيله كشتىهاى كوچكتر بساير بنادر حمل ميشد .
در سيراف سكههاى چينى رايج بود اين سكهها را از مس ميساختند و حروف چينى بر آن نقش شده بود .
سكههاى چينى مدور بود و در آن سوراخى وجود داشت . بنا به نوشته ابو زيد اين سوراخ بدان جهت بود كه بتوان تعداد زيادى از سكهها را به بند كشيد .
هر هزار سكه مسين چينى ، برابر يك مثقال طلا ارزش داشت . اين سكهها را از نظر اندازه برابر درهم الباقلى بود « 299 » . »
نمونههائى از اين سكهها در كاوشهاى باستانشناسى سيراف بدست آمده است .
سيراف بسبب درآمد عظيمى كه از راه تجارت و دريانوردى داشت ، همه ساله مبالغ بسيارى بعنوان ماليات بدربار خلفاى اموى و عباسى مىپرداخت .
ميزان اين ماليات را ابن بلخى در فارسنامه بشرح زير ياد كرده است .
« و اما قانون مال پارس ، در تواريخ چنين آمده است كه بعهد ملوك - فرس تا روزگار كسرى انوشيروان مال ولايتها بر قسمت ثلث يا ربع ، و يا خمس ستدندى به قدر موجود ارتفاع و سبيل پارس همان ديگر جايها بودى اما چون
هامش
( 299 ) - شگفتيها - ص 95 .