آن را بر شما حرام كردم . بزازى از اصحاب ايشان گويد از عبد الجسيم بن - ابى عبد الله كرام شنيدم كه او گفت : از پدر خود ابو عبد الله كرام شنيدم كه او گفت اگر يك قطره خمر در درياى آبسكون افتد و بنجشكى از آن آب خورد قطرهاى و بپرد و بعد از هفت سال بدرياى محيط رسد و ذرهاى از سرگين بنجشك در درياى محيط افتد آب درياى محيط و گوشت هر حيوانى كه در آن دريا باشد حرام شود . تا اگر كسى ذرهاى از گوشت ماهى ، كه در آن دريا باشد ، بخورد حد بر وى واجب شود و اگر بميرد نماز بر وى نشايد خواند و او را در ناوس مجوس بايد انداخت تا مرغان او را بخورند « 224 » . »
ابن فقيه همدانى نيز در « مختصر البلدان » خود از مكانى بنام « ناووس الظبيه » يا گور آهو در سه فرسنگى همدان نام مىبرد و داستانى چون داستان بهرام گور و آزاده را با دگرگونيهائى نقل مىكند « 225 » .
و نيز در مجمل التواريخ و القصص درباره ناوس چنين آمده است .
« گور و گار دو نامست از گو و كنده ، نه چنان گور كه مردمان را كنند ، كه در آن وقت پارسيان را ناوس بود ، گور خود ندانستند « 226 » . »
نوشته ابو عبد الله كرام به خوبى نشانميدهد كه زرتشتيان روزگار او بشيوه كهن خود عمل ميكردند ، و پس از او تا چندى پيش در ايران همان شيوه ادامه داشت و هنوز هم در هندوستان ادامه دارد . حتى زرتشتيان ثروتمند بروزگار سلاجقه براى خود استودان ويژه بنا ميكردند .
خواجه نظام الملك در سياستنامه مىنويسد :
« در شهر رى بروزگار فخر الدوله كه صاحب عباد وزير او بود گبرى بود توانگر كه او را بزرجوميد ( بزرگ اميد ) گفتندى و بر كوه طبرك ستودانى كرد از جهة خويش و امروز برجايست و اكنون آن را ديده سپاه سالاران خوانند ،
هامش
( 224 ) - تاريخ بيهقى - تعليقات شادروان سعيد نفيسى - ج 2 ص 939 .
( 225 ) - مختصر البلدان - ابن فقيه ترجمه ح مسعود ص 89 .
( 226 ) - مجمل التواريخ و القصص ص 61 .