مسافرتش مغشوش است ، و نميتوان شهرهائى را كه به آنها سفر كرده مشخص ساخت . همينقدر ميتوان تصور كرد كه افغانستان و سمرقند و ممالك سرحدى تبت را هم بازديد نموده ، از آنجا به بين النهرين مراجعت كرده ، و سپس عازم هند و چين شده ، و سپس بافريقا رفته است .
سفر او بايران همزمان با پادشاهى ايل ارسلان خوارزمشاهى ( 551 - 567 ه . ) است .
ربى بنيامين فهرستى از تعداد يهوديان شهرهاى ايران ميدهد ، از جمله مىنويسد :
در اصفهان / 000 / 15 نفر در شيراز / 000 / 10 نفر در نهاوند / 4000 نفر يهودى زندگى مىكند . وى تعداد يهوديان جزيره كيش را / 500 نفر ذكر كرده است « 192 »
آقاى واندنبرگ گمان بردهاند كه اين 500 نفر بازمانده يهوديان مهاجر از سيراف بكيش هستند « 193 »
توضيح درباره سستى اين نظر ضرورى نيست . بنا به نوشته خود بنيامين يهوديان در بيشتر شهرهاى ايران ساكن بودند . حال چرا اين يهوديان بازماندگان يهوديان سيرافند و يهوديان خود كيش نيستند ؟ چرا بايد اين 500 يهودى ساكن كيش را با سيراف ارتباط داد ، و سپس آن را دليل يهودى بودن گورستان سيراف دانست ؟ يافتن پاسخ براى اين چراها را بايد بطرفداران يهودى بودن گورستان سيراف واگذاشت . دليل ديگر طرفداران اين نظريه ، احتمال وجود حاكمى يهودى بنام روزبه است كه در سيراف حكومت ميكرده .
اشپولر در كتاب « تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى » در فصل مربوط به يهوديان مىنويسد :
« پيشه يهوديان قبل از هر چيز ظاهرا كسب و تجارت - كه براى آن اهواز
هامش
( 192 ) - تاريخ يهود نوشته دكتر حبيب لوى ص 31 ج 3 .
( 193 ) - ايرانيكا ج 1 سال 1961 .