زرتشتى ، و مربوط باقوام ناشناختهاى كه در خليج فارس رفتوآمد داشتهاند دانستهاند .
اما به نظر نگارنده ، اين گورستان از نظر زمانى متعلق به نخستين سدههاى اسلامى ، و مربوط به مسلمانان است .
براى اثبات اين نظر نخست بايد نظرات ديگر را مورد بررسى قرار داد .
پيش از همه به نظر اشتين و ديگر طرفداران يهودى بودن اين گورستان مىپردازيم .
اگر اين نظريه برمبناى پارهاى ملاحظات سياسى و مذهبى ، و يا ايجاد تاريخ براى قوم يهود استوار نباشد . آنچه سبب گرديده كه اشتين و دانشمندان هم عقيده او گمان برند كه اين گورستان متعلق به مسلمانان نيست آن بوده كه امروز مسلمانان ايران مردگان خود را در گور سنگى و يا با تابوت دفن نميكنند ، و قبرها نيز بگونهاى كنده مىشود كه روى مرده بسوى قبله باشد .
در حالى كه در گورستان سيراف جهت معينى براى كندن گورها وجود ندارد .
نظريه يهودى بودن گورستان سيراف از دو سو قابل رد است :
اول آنكه يهوديان مردگان خود را چون مسلمين در خاك دفن ميكنند نه با تابوت و روى مرده بهنگام دفن بسوى اورشليم است .
بنابراين اين گورستان نميتواند واجد شرايط دفن براى يهوديان باشد .
چه بنا به نوشته خود سراورل اشتين مردگان با تابوت يا بىتابوت در سنگ دفن شده ، و جهت دفن آنها هم متفاوت است .
ديگر آنكه هيچ گونه مدرك و سندى كه بر وجود تعداد كثيرى يهودى در سيراف دلالت كند موجود نيست . البته تعدادى يهودى چون پيروان ديگر اديان در سيراف ميزيستند ، و در كار تجارت هم دست داشتند . اما بوجود آن مايه يهودى كه لازمه ايجاد آنچنان گورستانى باشد ، در هيچيك از كتابهاى تاريخى و يا مسالك و ممالك اشاره نشده است .
چنان كه استخرى مينويسد . « در پارس گبركان و ترسا آن و جهودان
جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: محمد حسن سمسار
ص١٠٩