فصل [ عبدون بن هلال ]
بعد از او مدبّر قوم شد مردى از سبط افرائيم « 1 » كه او را عبدون « 2 » بن هلال « 3 » گفتندى مدّت هفت سال ، و بعد از آن به سبب خطيئتى كه ايشان كردند ، حق تعالى فلسطانيان را بر ايشان مسلّط كرد تا از تعدّى و شرّ ايشان به جان رسيدند . به حضرت بارى تعالى پناهيدند و دعا كردند . حق تعالى بر ايشان ببخشود و مردى را بر ايشان نصب كرد نام او شمشون « 4 » بن منوح « 5 » از سبط دان « 6 » . تا مدّتى مديد از بهر بنى اسرائيل حرب كرد و شرّ اعدا از ايشان به قهر دفع كرد و درهاى حصون ايشان بركند و غلّههاى ايشان بسوخت و سلبهاى ايشان بستد تا هيبت و وقع او در دل مردم افتاد .
روزى در اثناى حرب تشنگى بر او غالب شد چنان كه بيم هلاكت بود . حق تعالى از براى او از صخرهاى چشمهاى منفجر گردانيد تا او از آن چشمه بياشاميد ، و در آخر عمر او فلسطانيان او را [
r
287 ] اسير كردند و در بيعه در زندان كردند . روزى كه موسم زيارت آن بيعه بود ، جميع ملوك و رؤسا و بزرگان ايشان در زير كنيسه جمع شدند براى تفرّج و خواستند كه بر او استهزا و استخفاف كنند . [ شمشون ] بر اساطين آن كنيسه چنان زور كرد كه بيفتاد و بيعه فروآمد و او را با مردم بسيار از فلسطانيان هلاك كرد .
هامش
( 1 ) .Efraim( 2 ) .'Abdun( 3 ) .Hilal( 4 ) .Samsun( 5 ) .Manuh( 6 ) .Dan