برخاستن ( پادشاه نو . . . ) ، 44
برخاستن ( نفاذ حكم . . . ) ، 44
بر خاك انداختن ، 13
برخواندن ، 100
برخوردن ، 31
برداشتن ، 34
برداشتن ( وحشت . . . ) ، 91
بر در ، 126
برده ، 25
بر روى بركشيدن ، 35
بر زبان راندن ، 26 ، 32 ، 87
بر ساقه افتادن ، 124
بر سبيل ، 3 ، 46 ، 115
بر سر نهادن ، 22 ، 55
به رسيدن ، 18
بر صوب ، 8
بر عقب ، 8 ، 66 ، 125
برف ، 79
بر فور ، 112
برقرار ، 86
برقرار بودن ، 99
بركت ، 71
بركشيدن ، 65 ، 82
بركشيده ، 83 ، 90
بر كنار گرفتن ، 21
بركندن ، 62
برگ ، 106
برگ بهارى ، 112
برگرفتن ، 106
برگرفتن ( از ميان . . . ) ، 51
برگرفتن ( لشكر . . . ) ، 94
برگزيدن ، 30
برگفتن ، 88
برگ و آلات ، 100
برگ و ساز ، 92
بر لفظ رفتن ، 108
برنا ، 36
برنجينه ، 66
برنشاندن ، 41 ، 99
برنشستن ، 16 ، 57 ، ، 126
برنشسته بودن ، 45
بر وفق ، 5 ، 14
برون آوردن ، 42
بره ، 58
بريدن ( پشم . . . ) ، 21
بريدن ( اقطاع . . . ) ، 94
بريده ، 101
برى گردانيدن ، 83
برين ، 36
بزارى ، 67
بزرگ ، 4 ، 66
بزرگان ، 46
بزرگتر ، 15 ، 81
بزرگترين ، 40
بزرگزادگان ، 126
بزرگ شدن ، 110
بزرگ كردن ، 110
بزرگ كرده ، 90
بزرگوارتر ، 2
بزرگ و معتبر ، 81
بزرگى ، 132
بزم ، 6 ، 108
به زودى ، 89 ، 115
بزورى ، 33
به زير آمدن ، 94
بس ، 23 ، 98
بساط ازرق ، 25
بساط خاك ، 1
بساط ملك ، 31
بستن ( خود را . . . ) ، 69
بستن ( دست و پاى . . . ) ، 21
بستن ( عهود و
جامع التواريخ ( تاريخ آل سلچوق ) ( فارسى ) — صفحة 210
مساهمون: رشيد الدين فضل الله همدانى
ص٢١٠