كانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ
« 1 » . چه چندان خيرات و مبرّات كه در ايّام دولت ايشان ظاهر گشت از احياى معالم دين و تشييد قواعد مسلمانى و بناء و انشاء مساجد و مدارس و رباطات و قناطر و مسبّلات و اوقاف و ادرار و انظار كه بر علما و صلحا و قضات و سادات و زهّاد و عبّاد و اخيار و ابرار كردهاند در هيچ روزگارى نبودست ، و آثار آن در ممالك اسلام هنوز باقى است . . . »
[ جامع التّواريخ ، تاريخ آل سلچوق ، ص 2 ]
و سپس از « جدّ و جهدى كه - سلاجقه - نمودهاند و جهادى كه فرموده » ياد مىكند و مىافزايد :
« . . . و چون ما به حكم اشارت نافذه ، لا زال نافذا ، تواريخ جمله اهل عالم در جامع التّواريخ جمع مىكنيم ، به حكم اين مقدّمات واجب بود در انساب و احساب و آداب و سير پسنديدهء ايشان آنچه در كتب مدوّن بود ، تصنيفى مختصر كردن ، و ذكر ابتداى دولت و نهضت و حركت ايشان در طلب ملك و مدّت عمر و پادشاهى هريك و وقايع غريب كه در ايّام دولت ايشان افتاده بر سبيل ايجاز ايراد كردن ؛ و همچنين اسامى وزراء و امراء و حجّاب و نوّاب ايشان ، ارجو كه به محلّ ارتضا و منزلت احماد پيوندند ، و اللّه الموفّق لا تمامه . »
[ جامع التّواريخ ، تاريخ آل سلچوق ، ص 3 ]
نكتهاى كه از نگاشتهء نگارنده برمىآيد ، آهنگ جمع كردن تواريخ اهل عالم است در جامع التّواريخ ! و از آن است كه اين دفتر را به « آل سلچوق » اختصاص مىدهد .
تاريخ آل سلچوق نيز كه در اين بخش آمده است برگرفتهاى است از سلجوقنامه تأليف خواجه امام ظهير الدّين نيشابورى كه به حدود سنهء 582 ه . ق
هامش
( 1 ) . القصص : 68 .