تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
اسكيثها مىباشند و در دورهء ساسانيها ، اسكيثها را « تورانى » گفتند و اين لغت جامع و شامل تمام طوايف مغول و فىنوا و ترك و تنقوز مىباشد كه در ناحيهء وسيعى از صفحات مركزى و شمالى آسيا سكنى داشته و دارند و در عهد قديم تمام شمال فرنگ هم مسكن آنها بود . و علماى يونانى و رومى ، معرفت به حال بعضى از اين طوايف كه در سمت شمال اروپا توطن اختيار كرده داشتند و آنها را « فىنوا » مىگفتند و بايد دانست كه در شاهنامهء فردوسى عليه الرحمة و كتب ديگر هرجا اسم سكسار و سكزى برده شده مقصود همين طايفهء سك است . قومى را عقيده اين است كه قبل از هجوم و استيلاى طايفهء آرين بر ايران و ارض كلده و بابل و آناطولى طوايفى در امكنهء مزبوره ساكن بوده سياه‌پوست يا سياه‌چرده اما وضع خلقت و بشرهء آنها شباهتى به سياه‌پوستان حاليهء آفريقيه نداشته و اين طوايف را يونانيها « اتيوپى » و مصريها « كوش » و « كوشيد » مىگفته‌اند و از نژاد آنها الآن بلوچها و بعضى از طوايف هندى و سكنهء جنوب عربستان هنوز باقى مىباشند . نيز مردم قديم خوزستان قبل از هجوم آرينها از همين جنس بوده‌اند . نگارنده گويد اين بود خلاصهء اقوال بزرگان اهل فضل و علم در باب معرفة الامم و السنهء مختلفهء عهد قديم . و خود چون به نظر تدبر و تأمل نظر نماييم دانيم از مشابهت السنه به يكديگر نمىتوان قرابتى نزديك براى طوايف آرين و دو طايفهء بزرگ ديگر كه شامى و سامى باشد ثابت نماييم لكن مىتوانيم بگوييم قبل از انفصال اين سه جنس يا سه طايفه زبانهاى آنها به‌حدى با هم شباهت داشته كه اگر السنهء ثلاثه را واحد نامند چندان خطا نكرده بعد از آن كه از هم دور شدند و مدتى بگذشت و لهجهء هريك ديگرگون گشت لغات را تغيير كلى حاصل آمد و هريك صاحب زبان عليحده شدند با لغت و قواعد جداگانه و رفته‌رفته آن در كتب يا منقورات ضبط شد و طوايف و شعبه‌هايى كه
تطبيق لغات جغرافيايى قديم و جديد ايران ( فارسى ) — صفحة 42 | محمد حسن خان اعتماد السلطنه