فصل اول مجملى از احوال ممالك آسيا مقارن استيلاى مغول
اوضاع جغرافيائى آسياى مركزى و شرقى
. . . آسياى مركزى و شرقى از درياى اختسك « 1 » تا بحر خزر ناحيهء وسيعى است داراى عوارض جغرافيائى مختلف از كوه و دشت و نجد و صحرا و درههاى خرّم حاصلخيز ولى غلبهء كلى با صحارى و ريگزارها و مرتفعات صعب العبور است به همين جهت جمعيت اين ناحيهء پهناور چندان زياد نيست و اگر در دو طرف آن ممالك متمدن با اعتبارى مثل چين و ايران قرار نداشت يقين بود كه سرزمين مزبور هيچگاه مقامى را كه در قرون گذشته در تاريخ آسيا داشته دارا نمىشد و از مردم آنكه غالبا به چادرنشينى و صحراگردى روزگار مىگذاشتهاند چندان سخنى به ميان نمىآمد .
اين ناحيه كه قسمت عمدهء آن با ممالك اروپاى مركزى و درياى مديترانه هم عرض است از طرف مشرق بنجد منچورى و كوههاى خينگان « 2 » كبير و ديوار عظيم چين محدود مىشود و حدّ غربى آنچنانكه مشخص كرديم درياى مازندران يعنى بحر خزر است .
در شمال اين ناحيه دشت وسيع سيبرى است كه بواسطهء پهناورى و سرماى سخت و قلت جمعيت و عدم آبادى هيچوقت مورد توجه اقوام مهاجر آسياى شرقى و مركزى قرار نگرفته و حتى تا اوايل قرن بيستم ميلادى يعنى تا تاريخ انشاء خطآهن سرتاسرى سيبرى نيز چندان مسكون و آباد نبوده و وسيله و موضوع جالبى براى رفت و آمد مردم به آن ديار وجود نداشته است .
در سمت جنوب نجد وسيع مرتفع تبت و جبال عظيم و جسيم هيماليا است كه با وجود داشتن بعضى معابر به هيچوجه براى سير و عبورومرور مساعد نيست بخصوص كه آبوهواى آن شديد و راه كم و محظورات كلى قدمبقدم در پيش است
هامش
( 1 ) -Okhotsk( 2 ) -Khingan