بستند و خراباتها را خراب نمودند و فقط در هر ولايتى جهت خارجيان يك ميخانه بازماند .
روابط ابو سعيد با ممالك خارجه -
ابو سعيد پس از جلوس بتخت سلطنت بسلطان مصر نيت خود را در حفظ روابط دوستانه اطلاع داد و از طرف سلطان هم همين نيت تجديد شد .
چنان كه سابقا ديديم قراسنقر از امراى ياغى الملك الناصر در عهد اولجايتو به ايران پناهنده و در حمايت ايلخانان اين مملكت بود و الملك الناصر مىخواست بهر وسيله باشد او را بدست آورد و يا از ميان بردارد . به همين خيال در سال 720 قريب سى نفر از فدائيان اسماعيلى شام را محرمانه بتبريز فرستاد تا قراسنقر را بقتل برسانند اين فدائيان به مقصود نرسيدند و غالب ايشان دستگير و كشته شدند . اين واقعه در ايران تأثير بدى كرد زيرا كه چنين شهرت يافت كه فدائيان نه تنها قصد كشتن قراسنقر را دارند بلكه خيال ايشان خنجر زدن ابو سعيد و امير چوپان و خواجه عليشاه و امراى معتبر ايلخانى است . امير چوپان از اين قضيه سخت غضبناك شد و خواست كه فرستادهء سلطان مصر را كه در اردو براى تشييد مبانى صلح بين دولتين آمده بود بقتل برساند ولى خواجه عليشاه نگذاشت و قرار شد كه سفيرى از ايران براى عقد معاهدهاى بمصر برود . عمال سلطان مصر در حلب و دمشق مقدم فرستادهء ايلخان را باحترام پذيرفتند و رسول ابو سعيد با پيشنهاد صلح بمصر وارد شد و در سال 721 بين دو دولت معاهدهاى دوستانه كه شرايط عمدهء آن بقرار ذيل بود برقرار گرديد :
1 - سلطان مصر بعد از اين فدائيان اسماعيلى را در ممالك ايلخانى مأموريت ندهد ؛
2 - طرفين تبعيد رعاياى خود را كه به خاك يكديگر پناهنده شدهاند تقاضا نكنند ؛
3 - سلطان مصر اعراب باديه و تركمانان را بهجوم بممالك ايلخانى تحريك ننمايد ؛
4 - بين دو مملكت روابط دوستانه برقرار باشد و تجار طرفين به آزادى بتوانند رفتوآمد و دادوستد كنند ؛