آقايدل و رود آرال را آقياييق نوشتهاند .
در فرهنگ آباديهاى ايران و لغتنامهء دهخدا و ساير منابع جغرافيايى ، نامهاى متعدد ، آقچاى ، آقگنبد ، آقبولاغ ، آقداغ ، آقتپه ، آقدربند ، آقدره ، آققلعه ، آقمنار ، آقسو ، آقچشمه و غيره درج شده است كه در همهء آنها كلمه آق مفهوم بزرگ را مىرساند .
ب - شخصيتهاى تاريخى :
1 - آقبوقا - ( گاو نر نيرومند ) جد سلاطين جلايرى .
2 - آقتيمور بهادر - از امراى معروف امير تيمور .
3 - آقصوفى ( صوفى بزرگ ) برادر حسين صوفى و يوسف صوفى است كه امير تيمور دختر آقصوفى را جهت پسرش جهانگير خواستگارى كرد . آقصوفى يكى از نامدارترين مخالفان امير تيمور بوده كه با وى سالها مبارزه كرد . 16
4 - آقشاهزاده - از نديمان و مشاوران خيلى نزديك امير تيمور .
5 - آقسلطان - فرزند سلطان محمد خوارزمشاه . 17
6 - آقسنقر اتابك - مؤسس سلسلهء آل زنگى و اتابكان موصل و شام .
7 - آقسنقر - حاكم مراغه .
8 - آقسنقر حاكم ترشيز - آقسنقر - پسر احمد يل معروف .
9 - آقبوقا - فرزند سلطان احمد بن سلطان اويس . آقبوقا - امير و والى هرات .
10 - آقشمس الدين - پير بزرگ و مرشد نامى فرقه بايراميه در تركيه در قرن نهم هجرى .
11 - آقدنيز - جد بزرگ چنگيز خان .
12 - آقشاه - از شاهزادگان خوارزم زند . در سال 617 ه . ق .
13 - آقملك - همايون سپهسالار محلى كه به لقب « آقملك » موسوم گشت و لشكر پنج هزار نفرى ترباى را فرماندهى مىكرد .
14 - آقمحمد تيمور - سومين حكمران سربدار . فرمانرواى بيهق .
15 - آقخاقان - از خانان ايلك خانيان .