دست يافته بودند اين عده كتابى هم كه حاليه از آثار شعرا و ادباى فارسى باقيست بجا نمىماند و بيشتر از آنچه از اين نفايس از ميان رفته نوشتهها و گفتههاى فرزندان با ذوق ايران طعمهء زوال مىگرديد .
جنوب ايران در اين تاريخ در دست امراى فضلدوست سلغورى يعنى اتابكان فارس بود و ايشان كه بر اثر انعام در حق سعدى شيرينسخنترين شعراى فارسى ذكرى خير از خود در تاريخ باقى گذارده و بوسيلهء مدايح آن گويندهء بزرگ مشهور آفاق شدهاند فارس را در عهد استيلاى مغول در كف درايت و عدالت خود آسوده و امن نگاه داشتند و با دادن خراج و پذيرفتن اطاعت مغول خدمتى شايان به زبان ايرانى كردند و سعدى اشارهء به همين نكته را در مدح اتابك ابو بكر بن سعد مىگويد :
سكندر به ديوار روئين و سنگ * بكرد از جهان راه يأجوج تنگ
ترا سدّ يأجوج كفر از زرست * نه روئين چو ديوار اسكندرست .
احوال بلاد روم و هندوستان را هم بعدا ذكر خواهيم كرد .
اما استيلاى مغول بعد از خرابى و قتل و غارت و تنزل تمدن اسلامى و انحطاط ادبيات فارسى كه در فوق شرح داديم اثرات بالنسبه خوبى نيز كرده كه ما در اينجا فقط بذكر فهرستى از آنها اكتفا مىكنيم و در فصول بعد ببيان تفصيل آنها مىپردازيم و آن بقرار ذيل است :
1 - آوردن عموم ممالك متمدن آسيا از ساحل اوقيانوس كبير تا حوالى بحر مديترانه در تحت يك حكومت و يك طرز اداره ؛
2 - امن كردن راهها و برداشتن موانعى كه سابقا بواسطهء اختلاف ممالك و دشمنى آنها با يكديگر در طريق بسط روابط تجارتى وجود داشت و رواج بازار تجارت و دادوستد بين آسياى شرقى و غربى از طرفى و آسيا و اروپا از طرفى ديگر ؛
3 - پيدا شدن روابط سياسى بين آسيا و اروپا و مبادلهء سفرا بين خوانين مغول و سلاطين عيسوى فرنگ ؛
4 - مربوط شدن فضلاى چينى و اويغورى و بودائى و ايرانى و عرب و فرنگى با يكديگر و اختلاط معلومات و افكار ايشان با هم و انتشار نقاشى چينى در ممالك اسلامى و غيره ؛