كلمههاييكه بايد معنىهاى آن را روشن گردانيم
آگ عيب
آخشيج ضد
انگيزه علت
بايا واجب
باينده وظيفه
سهانيدن متأثر گردانيدن
بيوسيدن انتظار داشتن
نابيوسان نامنتظر
بىيكسويى بيطرفى
پرگ اذن
پرگيدن اذن دادن
پروا توجه ، اعتنا
پيكره عكس
خستويدن اقرار كردن
خودكامگى استبداد
خورده خودكامگى استبداد صغير
خوشانيدن خشكانيدن
دستينه امضا
دررفت خرج
گلكار بنا
سكاليدن شور كردن
شاينده ، شايا لايق
كاچال اثاث خانه
سكالش شور
سهش تأثر ، حس
سهيدن متأثر شدن
مويستر سلمانى
روانيدن اجرا كردن
داراك مال
هناييدن تأثير كردن
نهش قرار
هماورد حريف
هنايش تأثير
همباز شريك
نگاره نقش ، رسم
رده صف
يارستن جسارت كردن