تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 906

مساهمون:

ص٩٠٦
نخست راه باسمنج باز و بيست و چند خروار آرد از آنجا به شهر درآمد . فردا از راههاى ديگر نيز اندك گندم يا آردى آورده شد . روز پنجشنبه نهم ارديبهشت هنگام پسين سپاهيان روس به بيرون شهر رسيده در نزديكى پل آجى چادر زدند . پيش از رسيدن « ايشان لشكرهاى صمد خان از قراملك برخاسته آن راه را باز كردند . فرداى آدينه يكدسته از مهمانان تازه رسيده سوار و پياده به شهر درآمدند و سرودخوانان از كوچه‌ها گذشتند ولى در شهر نمانده دوباره به پل آجى بازگشتند . سردار و سردستگان آزادى تا توانستند پذيرايى و مهمان‌نوازى كردند ، و بمجاهدان دستور سخت دادند كه هيچگونه برخوردى با يكى از ايشان نكنند . بدينسان جنگ و كشاكش از تبريز برداشته شد و گرسنگى و نايابى از ميان برخاست . از آنسوى در نتيجه يكرشته گفتگوهايى كه با - محمد عليميرزا در تهران و از تبريز كرده ميشد و در سايه پيشرفتى كه شورشيان گيلان و اسپهان رو بسوى تهران ميداشتند ، محمد عليميرزا خواه‌ناخواه رام گرديده گردن بمشروطه نهاد و در نيمه‌هاى ارديبهشت بار ديگر دستخط مشروطه را بيرون داد و كارى را كه بدلخواه و بپاس سود كشور و توده نكرده بود از راه ناچارى و پس از گذشتن ( ؟ ؟ ؟ ) در تبريز و ديگر شهرها دوباره بجشن و چراغانى پرداختند . نيز با نوشته ديگران چشم‌پوشى از شورشيان ( عفو عمومى ) را آگاهى داد . كسانى را كه از ايران بيرون رانده شده بودند در بازگشت آزاد گردانيد ، نيز چون دوباره گفتگوها ميانه مردم مىبود كه آيا همان مشروطه درست پيشين داده شده يا كم و كاستى در ميان خواهد بود ، محمد عليميرزا بار ديگر نوشته بيرون داده در آن چنين باز نمود : « مشروطيت ايران در روى همان يكصد و پنجاه و هشت اصل قانون اساسى برقرار است » . از اينسو در تبريز لشكرهاى دولتى هر دسته‌اى از پس ديگرى از كنار شهر برخاسته بجايگاه خود بازگشتند . محمد عليميرزا ميخواست در اينهنگام عين الدوله بدرون شهر آمده عنوان واليگرى داشته باشد . ولى تبريزيان نپذيرفتند ، و او نيز روانه تهران گرديد . در تبريز همچنانكه مىبود اجلال الملك بنام نايب الاياله رشته كارها را در دست داشت . بدينسان تبريز پس از يازده ماه جنگ و آشوب بدلخواه خود رسيد و مشروطه را دوباره بايران بازگردانيد ، ولى افسوس كه درآمدن روسيان بايران دلهاى همه را پر از اندوه مىداشت و كسى نميدانست از اين ميهمانان ناخوانده چه زيانهايى پديد خواهد آمد . ما نيز در اينجا سخن خود را بپايان ميرسانيم . پايان بخش سوم
تاريخ مشروطه ايران ( فارسى ) — صفحة 906 | احمد كسروى تبريزى