درخواست كردهاى تا دعا كند ، از طرف من نيز از آن حضرت التماس دعا كن . . . »
ابو موسى به قصد ديدار امام عليه السّلام شرفياب شد ، همين كه در مقابل امام ، حضور يافت ، فرمود :
« اى ابو موسى ، چهره ، چهرهء خوشحالى و رضايت است . . . »
ابو موسى در نهايت تواضع عرض كرد :
« به بركت شما سرورم ، و ليكن گفتند : شما آنجا تشريف نبردهايد و از متوكّل نيز درخواست نكردهايد » امام عليه السّلام با لبخند فرمود :
« خداى تعالى به حال ما داناتر است كه ما در مشكلات جز به او پناه نمىبريم و در شدايد جز به او توكّل نمىكنيم و بر اين عادتيم كه هرگاه از او درخواست كنيم برآورده مىسازد و از آن بيم داريم كه اگر به غير او رو آوريم ، او نيز از ما برگردد . . . »
آن مرد فهميد كه امام عليه السّلام در نهان براى او دعا كرده است . سپس درخواست فتح را به اطّلاع امام رساند و عرض كرد :
« مولاى من ، فتح از شما التماس دعا دارد » امام عليه السّلام نپذيرفت و فرمود :
« فتح به ظاهر اظهار دوستى مىكند ولى در باطن مخالف ماست ، دعا وقتى دربارهاش اجابت مىشود كه در اطاعت خدا خالص و صميمى باشد و به حق رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و حق ما اهل بيت اعتراف كند . . . »
براستى كه دعاى ائمهء طاهرين عليهم السّلام شامل حال افراد پاك و مؤمن به خدا و رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و حقانيت اهل بيت ، مىشود و اما كسانى كه به اين اصول ايمان ندارند ، ائمه عليه السّلام براى ايشان دعا نمىكنند .
ابو موسى ، از امام عليه السّلام درخواست كرد تا به وى دعايى بياموزد كه برايش سودمند باشد ، امام اين دعا را به وى آموخت :
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي ) — صفحة 78
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٧٨