نيز شگفتانگيز است خداوند آن را براى خليفه مقدّر كرده و هيچ نقصى براى عيبجويان ، در آن بركه مقدّر نكرده دنيا همهء زيباييهاى خود را به آن داده ، و خداوند خوبى صاحبش را - بدان وسيله - كامل كرده است . »
اين استخرها براى سرگرمى و خوشگذرانى خلفاى عباسى و مسخره كردن مردم ، فراهم شده بود . ( به طور مثال ) متوكل ، دستور داد ، عبادهء مخنث را در يكى از آن بركهها انداختند ، اين قضيه موقعى رخ داد كه هوا بسيار سرد بود ، نزديك بود كه عباده از سرما بميرد ، متوكل وقتى كه آن وضع را ديد ، دستور داد تا او را بيرون آورده و لباس بر تنش پوشاندند و جزو مقربان درگاه خود قرار داد و رو به عباده كرد و گفت :
« چطورى ؟ حالت چطوره ؟ » عباده گفت :
« از آن دنيا برگشتهم ! » متوكل از شنيدن اين حرف خنديد و گفت :
« برادرم واثق را در آن دنيا چگونه پشت سر گذاشتى ؟ . . . »
عباده گفت :
« از جهنم گذر نكردم ! متوكل خنديد و دستور داد به عباده جايزه دادند [ 1 ] .
از قضاياى جالب ، رفتارى است كه متوكل نسبت به ابن عبره شاعر دلقك انجام مىداد ، او را داخل منجنيقى مىگذاشت ، وقتى كه هوا مىرفت ، مىگفت راه را باز كنيد كه منجنيق آمد ! آنگاه او را به استخر مىانداخت و تورهاى ماهيگيرى را مىانداختند و همچون ماهى او را صيد مىكردند [ 2 ] .
متوكل به جاى آن كه وقت خودش را در خدمت تودههاى مسلمان قرار
هامش
[ 1 ] عقد الفريد : 6 / 430 .
[ 2 ] فوات الوفيات : 2 / 356 ، از كتبى .