شاعر ناشناسى آن را چنين سروده است :
طائر فى الهواء فالبر يسرى * دون أعلاه و الحمام يطير فاذا الغيم سار أسبل منه * جللا دون جدره و ستور و اذا غارت الكواكب صبحا * فهو الكوكب الذي لا يغور [ 1 ] « پرندهاى كه در هوا پرواز مىكند ، و كبوترى كه مىپرد ، همگى در بيابانى مىپرند كه پايين تر از كاخ است و آن هنگام كه ابرها حركت مىكند و پرده از روى خود برمىدارد ، معلوم مىشود كه پايين تر از ديوارها و پردههاى كاخ است ، وقتى كه ستارهها در صبحگاه ناپديد مىشوند ، كاخ برج ، تنها ستارهاى است كه ناپديد نمىشود . »
معناى اين شعر ، آن است كه كاخ برج همچون تودههاى ابر است در بلندى و ارتفاع كه از ستارهها در روشنايى و تابش خود ، بالاتر است و ستارگان موقع سپيدهء صبح ناپديد مىشوند امّا آن كاخ ناپديد نمىشود .
كاخ مليح
اين كاخ از زيباترين كاخهاى متوكل بوده است كه پنج ميليون درهم صرف بناى آن كرد [ 2 ] .
بحترى در اشعار خود به اين كاخ اشاره كرده ، مىگويد :
و استتم الصبيح فى خير وقت * فهو مغنى أنس و دار و مقام ناظر وجهه المليح قلوب يس * يطع معلنا بالسلام البسا بهجة و قابل ذا ذاك * فمن ضاحك و من بسام [ 3 ] « آن بناى زيبا در بهترين وقت پايان گرفت بنابراين از هر همدم ، منزل و مقامى بىنياز مىكند
هامش
[ 1 ] نهاية الإرب : 1 / 406 .
[ 2 ] معجم البلدان : 3 / 175 .
[ 3 ] ديوان بحترى : 2 / 397 .