ناگزير شد خانهاى از دليل بن يعقوب نصرانى بخرد و با افراد عائلهاش در آنجا ساكن شود و امام در آن خانه اقامت داشت تا از دنيا رفت و او را در همان خانه دفن كردند [ 1 ] .
مراجعهء متوكل به فتواهاى امام
متوكل در مسائلى كه مورد ابتلا بود چارهاى جز مراجعه به امام عليه السّلام نداشت و ناگزير فتواهاى او را بر ساير فتواهاى فقهاى عصر خود مقدم مىداشت ، از جمله آن مسائلى كه به امام عليه السّلام مراجعه كرد ، موارد زير بود :
1 - متوكل نويسندهاى داشت ، نصرانى و او را بر ديگران ترجيح مىداد و به خاطر محبت زيادش به وى ، او را به كنيهء ( ابو نوح ) صدا مىزد ، و گروهى از كاتبان دربار به او اعتراض كردند ، و گفتند : روا نيست به يك كافر چنين كنيهاى ، بدهند ! متوكل از فقهاى آن زمان استفتا كرد ، نظرات مختلفى ابراز داشتند ، گروهى اجازه دادند و دستهء ديگرى مانع شدند و از اين رو ، از امام عليه السّلام پرسيد ، امام در پاسخ وى پس از بسم اللّه . . . اين آيهء كريمه را نوشت :
«
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَّ
» [ 2 ] « نابود باد ابو لهب و دو دستش بريده باد . »
اين پاسخ امام عليه السّلام از بديعترين چيزهايى است كه در عالم فتوا اتفاق افتاده كه به اين آيهء كريمه استشهاد كرده است و بروشنى جواز كنيه دادن به كافر را اعلام كرده است ، متوكل پس از دريافت فتوا ، همين نظر را قبول كرد . [ 3 ]
هامش
[ 1 ] تاريخ بغداد : 12 / 57 .
[ 2 ] سورهء مسد / 1 .
[ 3 ] بحار الانوار : جلد 14 .