مشتمل بر چند مطلب مهم بود :
1 - تودههاى مردم اطراف امام جمع شدهاند به طورى كه مىتواند براى دولت باعث خطر باشد .
2 - اموال زيادى از جاهاى مختلف جهان اسلام به طرف امام عليه السّلام سرازير است ، دور نيست كه با آنها اسلحه تهيه كند و در برابر دولت عباسى به مقاومت برخيزد .
3 - بعيد نمىداند كه او به يك قيام شورندهاى براى نابودى حكومت عباسى دست بزند .
و از متوكل مىخواست كه هر چه زودتر به دستگيرى امام عليه السّلام اقدام بكند تا اين كه مبادا كار او بالا بگيرد و آن قدر عظمت و شوكت او زياد شود كه دولت توان مقاومت در برابر او را نداشته باشد . . . متوكّل بشدت بيمناك شد و وزراى او نيز در جريان امر قرار گرفتند .
شكست توطئه ، توسط امام
امام عليه السّلام ، همين كه از سخنچينى آن نابكار و توطئه عليه خود آگاهى يافت ، ترسيد از اين كه متوكل تصميمات سختى نسبت به وى بگيرد . و اين بدان جهت بود كه امام از انحراف متوكل از اهل بيت عليهم السّلام و شدت عداوت او نسبت به ايشان آگاه بود ، از اين رو ، نامهاى به متوكّل نوشت و در آن نامه از كينهتوزيهاى كارگزار وى نسبت به خود و از بدرفتاريها و اذيّتهايش گله كرد و همچنين دلايلى براى دروغ بودن تهمتهاى وى آورد ، به طورى كه متوكل تصور نكند كه امام قصد سويى دارد و مىخواهد بر حكومت وى بشورد .
متوكل ، به صدق گفتار امام و دورى او از اين نسبت كه مىخواهد بر حكومت وى بشورد ، اطمينان يافت و دانست كه آن گفتهها صحّت ندارد .