آوردن اين حديث راهى كوفه شدم ، در آنجا حسن بن على وشا را ديدم ، از او درخواست كردم تا كتاب علاء بن رزين قلا و ابان بن عثمان احمر را به من بدهد و هر دو را به من داد به او گفتم : مايلم اجازه دهى تا آنها را به ديگران نقل كنم ؟ گفت : خدا تو را رحمت كند ! چه شتاب دارى ، برو از روى آنها بنويس و بعد به اطلاع مردم برسان ! گفتم : از حوادث روزگار و پيشامدها ايمن نيستم ، گفت : اگر مىدانستم كه اين حديث در اين حد طالب دارد ، به بيشتر از آن رغبت مىكردم ، همانا من در اين مسجد ، يعنى مسجد كوفه نهصد محدّث را ديدم كه هر كدام از آنها مىگفتند : جعفر بن محمد چنين فرمود ، و اين پيرمرد - حسن بن على وشا - يكى بزرگان اين طايفه بوده و چندين كتاب دارد از جمله كتاب « ثواب الحج » و « المناسك و النّوادر » [ 1 ] .
44 - حسن بن على
حسن بن على بن ابى عثمان سجاده ، از جملهء غلات است . شيخ او را از اصحاب امام ابو الحسن الهادى عليه السّلام برشمرده است [ 2 ] . و از دلايل غلو وى روايتى است كه نصر بن صباح نقل كرده ، مىگويد : حسن بن على بن ابى عثمان سجاده ، روزى به من گفت : تو دربارهء محمد بن ابى زينب چه عقيدهاى دارى ؟
گفتم : تو بگو ! گفت : محمد بن ابى زينب مىگويد : آيا نمىبينى كه خداوند در قرآن مجيد محمد بن عبد الله - صلى الله عليه و آله - را در چند جا مورد پرخاش قرار داده ، اما محمد بن ابى زينب را مورد عتاب و پرخاش قرار نداده است ! به محمد بن عبد الله - صلى الله عليه و آله - مىفرمايد :
«
لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلًا
. » [ 3 ]
اگر ما تو را ثابت قدم نمىكرديم ، نزديك بود كه به آن مشركان اندك
هامش
[ 1 ] رجال نجاشى .
[ 2 ] رجال طوسى .
[ 3 ] سورهء اسراء / 74 .