11 - ابراهيم بن مهزيار
شيخ او را از اصحاب امام جواد عليه السّلام برشمرده و هم از اصحاب امام هادى عليه السّلام ياد كرده است [ 1 ] . نجاشى مىگويد : كتاب « البشارات » از اوست [ 2 ] .
كشى به سند خود از محمد بن ابراهيم بن مهزيار نقل كرده مىگويد :
پدرم وقتى كه در حال احتضار بود ، مبلغى به من پرداخت و نشانهاى نيز داد كه كسى جز خدا آن را نمىدانست و گفت : هر كس با اين نشانى نزد تو آمد ، اين پول را به او بده ، مىگويد : من راهى بغداد شدم و در كاروانسرايى فرود آمدم و در روز دوم ورودم ، پيرمردى آمد ، در زد ، به غلامم گفتم : ببين كيست كه در مىزند غلام بيرون رفت و برگشت و گفت : پيرمردى در خانه ايستاده است . اجازه ورود دادم ، وارد شد ، خودش را معرفى كرد ، گفت : من عمرى هستم ، آن مالى كه نزد توست به من بپرداز و نشانهاش چنين و چنان است . محمد مىگويد : من آن مبلغ را به وى پرداختم [ 3 ] . اين روايت دليل بر آن است كه ابراهيم ، از طرف امام عليه السّلام وكيل دريافت حقوق شرعى بوده است ، و طبيعى است كه مورد اعتماد بوده و او ثقة و عدل است .
12 - ابراهيم دهقان
شيخ او را از اصحاب امام ابو الحسن الهادى عليه السّلام شمرده [ 4 ] و چيزى علاوه بر اين ننوشته است .
هامش
[ 1 ] رجال طوسى .
[ 2 ] رجال نجاشى .
[ 3 ] رجال كشى .
[ 4 ] رجال شيخ طوسى .