از رويدادهاى اسلامى
امام ابو الحسن الهادى عليه السّلام ، پارهاى از رويدادهاى مهم اسلامى را كه در دوران نخستين اسلامى اتفاق افتاده بود نقل كرد كه از آن جمله داستان كشته شدن حضرت قنبر غلام امير المؤمنين ، يعنى آن شهيد جاويد به دست طاغوت زمان حجاج بن يوسف ثقفى است كه امام هادى عليه السّلام كيفيت شهادت آن بزرگوار را نقل كرد ، فرمود :
« قنبر بر حجاج بن يوسف وارد شد ، آن طاغوت بر سر وى فرياد زد :
- تو در خدمت على ، چه مىكردى ؟ .
- آب وضويش را حاضر مىكردم . . .
- وقتى كه على از وضو ساختن فارغ مىشد ، چه مىگفت ؟ . . .
- اين آيهء مباركه را تلاوت مىكرد : «
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
. » [ 1 ]
- گمان مىكنم كه على اين آيه را بر ما تأويل مىكرد ؟
- آرى .
- چه خواهى كرد اگر دستور دهم گردنت را بزنند ؟
- در آن صورت من خوشبخت خواهم شد و تو نگونبخت . . .
سپس آن طاغوت دستور داد تا گردن بندهء خدا - قنبر - را زدند [ 2 ]
هامش
[ 1 ] سورهء انعام / 44 - 45 يعنى : پس چون آن چه بر آنها تذكر داده شد فراموش كردند ما هم درهاى هر نعمتى را به روى آنها گشوديم تا به نعمتهاى داده شده شاد و مغرور شدند ، ناگاه آنها را به كيفر اعمالشان گرفتار كرديم كه آنگاه خوار و نااميد گرديدند پس به وسيله كيفر ستمگرى ، ريشهء گروه ستمگران كنده شد و ستايش خداى را كه آفريدگار جهانيان است .
[ 2 ] رجال كشى .