آقاى خويى در شرح نظريّه « الامر بين الامرين » كه ائمه اهل بيت عليهم السّلام بدان معتقد است ، با اطمينان و اعتمادى كه وجود دارد ، به مجموعهاى از دلايل عقلى و نقلى استدلال فرموده و ثابت كرده است كه ناگزير ، بايد بر اين عقيده بود .
پس از اين مطالب ، برمىگرديم به سخنان امام هادى عليه السّلام ، مىفرمايد :
« و اين عقيدهء بينابين ، نه جبر است و نه تفويض ، امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - به عباية بن ربعى اسدى ، آن را موقعى كه از آن حضرت دربارهء استطاعت و توان برخاستن و نشستن و انجام كار پرسيد ، در پاسخ وى فرمود :
تو از توانايى و قدرتى پرسيدى كه آن را بدون قدرت و كمك خدا دارى و يا با كمك خداوند دارى ؟ عبايه ساكت ماند و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : اى عبايه ! حرف بزن ، عرض كرد : چه بگويم ؟
فرمود : اگر مىگفتى تو خود داراى آن قدرتى به همراه خدا ، تو را مىكشتم ، و اگر هم مىگفتى : تو خود بدون خدا ، مستقلا چنان قدرتى را دارى ، بازهم مىكشتم ! عبايه ، عرض كرد : پس يا امير المؤمنين ! چه بگويم ؟
امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : بگو كه تو داراى آن قدرتى اما به وسيلهء خدايى كه آن قدرت را داراست و اگر به تو داده است از روى لطف و بخشش است ، و اگر داده باشد و از تو بگيرد ، از روى امتحان و آزمونى است براى تو . او مالك حقيقى همه چيزى است كه به تو داده شده و بر هر چيزى توانا است كه تو را توانا ساخته ، آيا نشنيدهاى كه مردم از خداوند قوت و قدرت درخواست مىكنند و مىگويند ، لا حول و لا قوّة الّا باللّه ، .
عبايه عرض كرد : يا امير المؤمنين ! تأويل اين سخن چيست ؟
فرمود : يعنى تو بر خوددارى از معاصى قادر نيستى مگر اين كه خدا تو را مصون دارد ، بر اطاعت خدا براى ما نيرويى نيست مگر به كمك خدا .
گويد : آنگاه ، عبايه از جا جست و دست و پاى امام عليه السّلام را
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي ) — صفحة 164
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص١٦٤