باطل گرديده است ، پس حق منحصر در منزلت بين منزلتين - يعنى در اختيار و آزادى در عمل - است .
امام عليه السلام در اين بخش از سخنانشان اوّلا اين نكته را بيان كردند كه بايد به خبرى كه موافق قرآن مجيد است ، تمسّك جست ، و مقدمهاى براى آمادهسازى مطلب جهت استدلال به پارهاى از اخبار براى بطلان جبر و تفويض ، ذكر كردند ، به علاوه به دلايل عقلى اشاره فرمودند ، همان طورى كه به صورت اجمال بر بطلان جبر و تفويض اقامهء دليل فرمودند و در سخنان بعدى به صورت مفصّل دلايل بطلان جبر و تفويض را آورده ، مىفرمايد :
براى هر يك از اين اقوال مثلى مىزنم تا مقصود را به فهم طالب حقيقت نزديك سازد و بررسى شرح آن را آسان گرداند ، آيات محكمهء قرآن مجيد آن را تصديق كند و در نزد خردمندان نيز مورد قبول افتد و توفيق و حفظ از خطا در دست خداست .
اما جبرى كه هر كس بدان معتقد باشد ، دچار خطا گشته است ، زيرا آن كس كه تصور مىكند خداى عز و جل بندگانش را بر ارتكاب گناه مجبور كرده و بندگان را به خاطر گناهان مجازات مىكند خدا را ستمگر شمرده و او را دروغگو پنداشته و سخن خدا را كه مىفرمايد :
« پروردگارت به كسى ستم روا نمىدارد » [ 1 ] و مىفرمايد :
« اين بدان جهت است كه به دست خود قبلا انجام دادهاند ، و براستى كه خداوند بر بندگانش ستم نمىكند . » [ 2 ]
و نيز فرموده :
« همانا خداوند هيچ ستمى بر مردم روا نمىدارد ، بلكه مردم ، خود به خويشتن ستم مىكنند . » [ 3 ]
هامش
[ 1 ] سورهء كهف / 47 .
[ 2 ] سورهء حج / 10 .
[ 3 ] سورهء يونس / 44 .