امام فرمود :
« او نه روزهاش را قضا مىكند و نه نمازش را ، و هر چه را كه خداوند بر او غالب است ، خود نيز سزاوار به پذيرش عذر اوست . »
همچنين ايّوب بن نوح در نامهاى از آن حضرت درباره كسى كه يك روز و يا بيشتر در حال بيهوشى به سر مىبرد سؤال كرد كه آيا نمازهايى كه از او فوت شده است ، بايد قضا كند يا نه ؟ امام عليه السّلام در پاسخ وى نوشت :
« نه قضاى روزه لازم است و نه قضاى نماز »
نماز قصر در سفر مكه
فقهاى شيعه در نماز قصر شرايطى قائلند كه از آن جمله ، شخص مسافر نبايد از قبيل چار وادار ، ناخدا ، قاصد و گلهدار باشد ، زيرا اين گروه بايد نمازشان را در سفر كامل بخوانند ، و شغل مسافرت عملى است كه متوقف بر تصميمگيرى و تجربههاى مداوم دارد به نحوى كه يك مورد ، و اتّفاقى نيست ، و براى كسى كه شغلش مسافرت است غير معمول نباشد . بنابراين سفر هر سالهء حمله داران حج باعث كامل خواندن نماز نمىشود ، بلكه آنان بايد نمازشان را قصر بخوانند .
محمد بن جزك روايت كرده ، مىگويد : به خدمت ابو الحسن ثالث - امام هادى - عليه السّلام نوشتم كه : شترانى دارم كه زندگى من از در آمد آنها مىگذرد و هيچ جا نمىروم ، مگر به خاطر علاقهاى كه دارم ، با آنها به مكه و يا به ندرت به بعضى جاهاى ديگر مىروم ، بنابراين تكليف من چيست ؟ وقتى كه من با مردم ، براى كار از شهر بيرون مىشوم ، يا در نماز و روزه تكليفم در مدت مسافرت ، قصر است ، يا تمام ؟ امام عليه السّلام در پاسخ وى نوشت :
« اگر هميشه مسافرت نمىكنى و با شترانت در حال سفر نيستى جز
هامش
( 1 و 2 ) وسائل الشيعة : 5 / 352 .
[ 3 ] منهاج الصّالحين : 1 / 216 - 217 .