از ازهار روضهء رسالت ، سليل جليل شاه خليل اللّه مشهور است ؛ با خلقى حسن و فطرتى مستحسن ، مالك كلك و تيغ ، تاراجدهندهء دريا و ميغ است . تعداد محاسن آن سيد حصور غير مقدور و نامحصور چنان كه حكيم قاآنى شيرازى راست :
بيت
آدمى بايد بگيتى عمر جاويدان كند * تا يكى از صد تواند مدح آقا خان كند
در بر او كمتر است از پيره زالى پور زال * روز كين كز بهر هيجا جاى بر يكران كند
در هندوستان و سند و كرمان مريدان و معتقدان آن خاندان عاليشان فراوان ، همگى غاشيهء ملازمتش بر دوش و حلقهء ارادتشان را زيب گوش و هوش دارند ، به انفاس و استزارت ايشان تيمن جويند و در طريق بندگى و ارادتشان پويند . با اين محاسن و شيم على كل حال داعى دوام دولت شاهنشاه عجم و دولتخواه بلااشتباه خسرو جم خدم بوده و مىباشند . چنانچه اين روزگار كه در بمبئى سكونت اختيار و انزوا دارند مهما امكن به انتشار محامد قواعد دولت قوى شوكت و اشتهار محاسن و شيم خديو ثريا مرتب همت مىگمارند . در به دو جلوس پادشاه غازى نور اللّه مضجعه از آنجا كه به آقا خان عنايتى قديم و ملاطفتى عظيم داشت و به سبب مصاهرت خاقان مغفور از منتسبان خاندان سلطنتش مىشمرد . بحكمرانى دار الامان كرمانش گماشت مشار اليه نيز بسط جناح رأفت برعيت نمود و باب اضافت احسان و انعام بر خاص و عام آنملك گشود ، تا زمانيكه « بعد قضيت رب الارباب » سوء رفتار و زشتى گفتار حاجى ميرزا آقاسى مايهء اسباب گرديده ، متمرد و مستوحش شد . در قلعهء بم متحصن گشت . اميرزاده فيروز ميرزا نصرت الدوله و سهراب خان امير تومان نامزد مادهء طغيان وى گرديدند تا آنكه بتوسط اميرزاده فريدون ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس بعنايت پادشاه تاجدار استظهار يافت ، بجانب دار الخلافه شتافت . در بقعهء شاهزاده عبد العظيم مقيم آمد ، حسب الامر جناب حاجى ، حاجى عبد المحمد نام محلاتى كه ملازمان اين خاندان سر همت ايشان بتقابل و تماثل با او فرونميآمد ، شفيع و عذرخواه گناه ذريهء حضرت ولايت پناه آمد . پس از اطمينان ، آقا خان بمقتضاى اين رباعى ملك شمس الدين :