رسيده اموال منهوبه و اسيران مغلول را گرفته ، علاوه شصت تن از آنان مقتول و هشتاد نفر مأسور آمد .
مرتبهء ديگر سيصد نفر سوارهء هرات به تاختن قاينات فرستاد ، قريهاى از قراء طبس و تربت و قاينات را غارت نموده ، حين مراجعت امير علم خان از قفاى ايشان ايلغار كرد ، در منزل كبوده به آنها رسيد . اسرا و اموال را استرداد كرد ، و خرمن اعمار چهل و دو نفر سوار افغان را بر باد داد . چهل تن نيز اسير نموده مراجعت كرد . رؤوس منحوس و اسرا را مصحوب كاظم بيگ به دار الخلافهء طهران فرستاد . در مقدمه خان خيوق نيز طريق مرافقت پيمود ، چنان كه فرستادهء مشار اليه به اتفاق والى خوارزم مقتول شده و از مواعيد كارپردازان دولت انگليس مفتون گرديده ، بر خلاف معاهدهء دولتين با كارگزاران آن دولت باب مراودت و مراسلت مفتوح گردانيد .
مشيل صاحب و طامسن بتوسط سلطان خان و غيره مكرر به ارسال مراسلهجات پرداختند كه مكتوب طامسن صاحب بعينها بدست افتاد ، و با اهل هرات نيز به سوء سلوك و مطالبات گزاف و تعدى و اجحاف رفتار مىنمود . چنان كه كريم داد خان هزاره را بدون جرم و جنايت به هلاكت رسانيد . خلاصه با بيگانه و خويش طريقهء خلاف پيش گرفت ، لهذا اهالى هرات باهم اتفاق نموده شاهزاده محمد يوسف را كه از بناير احمد - شاه ابدالى بود ، و در خراسان اوقات مىگذرانيد ، نهان دعوت به هراتش نمودند .
مشار اليه شاهزاده محمد رضا برادر خود را با چند نفر از جماعت هزاره به استعجال روانه به هرات گردانيد ؛ پس از ورود به هرات با سرتيپ عيسى خان بردّرانى و طايفهء هزاره متفق شده ، سر به شورش برآوردند . چند روز بازار گيرودار رواجى داشت ، آخر الامر سيد محمد خان را بدست آورده محبوس گردانيده ، شاهزاده محمد يوسف را اخبار نمودند . مشار اليه محض استماع ، بدون اذن و اطلاع كارگزاران دولت ، با محمد حسينخان هزاره بجانب هرات ايلغار كرد . حين ورود ظهير الدوله را با مادر و دو خواهر روانهء آخرت گردانيدند .
زوجهء او را بدون ملاحظهء زمان عدّه دو روز بعد از قتل ظهير الدوله به حبالهء
تاريخ قاجار ( حقايق الاخبار ناصرى ) ( فارسى ) — صفحة 171
مساهمون: محمد جعفر خور موجى
ص١٧١