از جانب كهندل خان والى قندهار از راه كرمان وارد دار الخلافهء طهران و به تقبيل عتبهء عليّه سرافراز شدند .
و همچنين در اين سال عيسى خان قاجار قوانلو حاكم گيلان كه سردفتر ممسكان و بخيلان روزگار است ، به دار الخلافهء طهران آمد ، پسر خود را به نيابت بازداشت . اهالى گيلان كه از اجحافات و تعديات خان والى بستوه بودند غيبتش را فوزى عظيم شمرده ، همگروه بر نايب الحكومه شوريده سركشى آغاز نمودند . امناى دربار معدلت مدار پس از استحضار ، آقا خان ماكوئى را روانهء گيلان نموده اهالى آنجا را كه خودسر ، به جسارت سر برآورده بودند كيفر داد . علما و اعيان گيلان به دار الخلافهء طهران آمده تعديات خان والى را مبرهن و مدلل گردانيدند . لهذا قريب به صد هزار تومان زر مسكوك كه خان والى ، دينار دينار ، به اذيت و آزار از صغار و كبار مأخوذ و در خانه مدفون و انبار داشت ، به حيطهء ضبط و تصرف كارگزاران ديوان همايون درآمد ، حكومت گيلان به امير اصلانخان برادر والى عنايت گرديد .
هم در اين سال ميرزا صادق قايمقام بعطاى نشان تمثال همايون ، مرصّع به الماس مفتخر و قرين عنايت بىقياس گرديده مراجعت به آذربايجان نمود . مهام آن سامان را بنظام آورد ، ولى سربازان فوج ناصريه كه بواسطهء سوء سلوك سرهنگ خود ، در خدمت نصرت الدوله تشكى جسته و تظلم داشتند و در ميدان تبريز پناه برده بودند ؛ قايمقام بعد از ورود به آذربايجان مكرر فرستاده آنها را استمالت نمود ، مفيد نيامد . دو فوج سرباز را اخبار كرد كه تفنگهاى خود را با گلوله انباشته حاضر ميدان شوند ؛ چون حسب الحكم معمول داشتند ، به شليك تفنگ بر سربازان مظلوم امر نمود . قريب به يكصد نفر مقتول و مجروح گرديد . اين عمل به روى مبارك نيامد ، در همان اوقات كيفر برد .
بيت
آنكه روشن بد جهان بينش از او * ميل در چشم جهان بينش كشيد
به صوابديد صدارت عظمى به سخط پادشاهى گرفتار گرديد .