إن جائكم فاسق بنبأ فتبينوا 1 ( الحجرات / 6 ) .
ما را به بررسى احوال گزارشگران فرمان داده است تا اگر ايشان مردمى لاابالى و بى تقوى بودند بر قول آنها اعتماد نورزيم و از تحقيق وتفتيش در اخبار آنان براى روشن شدن حوادث كوتاهى نكنيم .
ثانيا با طرح آياتى چون :
ذلك بأن الله لم بك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم 2 ( الأنفال / 53 ) ما را به علل ترقى وتنزل اقوام وايجاب وسلب نعمت ها از ايشان هدايت فرموده است .
ثالثا عبرت آموزى از ماجراهاى تاريخى را بما توصيه ميفرمايد چنان كه ميخوانيم :
لقد كان فى قصصعن عبرة لأولى الألباب 3 ( يوسف / 11 ) .
متأسفانه بسيارى از مسلمين بجاى رعايت أسلوبهاى قرآنى در تحقيقات تاريخى خود ، شيوه اى را پيش گرفته اند كه قرآن مجيد ما را از آن برحذر داشته است ! اين روش ، بخصوص در بحث از حوادث تاريخى پس از پيامبر اسلام ( ص ) واحوال صحابه ، سخت نمايان شده ومصائبى براى ما ببار آورده است ، شيوه غير مرضيه مذكور ، آنست كه بر سر ماجراها واعمال گذشتگان با يكديگر بنزاع برخيزيم وفخر فروشى كنيم ! در اينمرحله است كه قرآن مجيد بما پيام مىدهد :
تلك أمة قدخلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسئلون عما كانوا يعملون
( البقرة / 134 ) .
يعنى : " آنها گروهى بودند كه دورانشان سپرى شد ، اعمال آنان براى خودشان وكردار شما براى خودتان است وشما مسئول كارهائى كه آنها مى كردند نيستيد " !
اين پيشگفتار در مقدمهء " تاريخ فخرى " كه درباره احوال گذشتگان مسلمين نوشته شده لازم مينمود تا با توجه به ديدگاههاى قرآنى ، تاريخ اسلام را مورد مطالعه قرار دهيم .
والله الموفق للخير والصواب
بنگاه ترجمه و نشر كتاب
هامش
( 1 ) - اگر بدكارى براى شما خبرى آورد ( نپذيريد بلكه ) آن را تحقيق كرده روشن سازيد .
( 2 ) - آن امر به اين دليل است كه خداوند هيچ نعمتى را كه به گروهى داده از ايشان سلب نمى كند تا آنكه نفسائيات ( افكار و اخلاق ) خويش را تغيير دهند .
( 3 ) - بى شك در ماجراهاى ايشان مايه هاى عبرت براى خردمندان است .