( دارند آن است كه در كنار رودخانهاى به همين نام كه در نزديك چيمكنت به سيحون مىريزد ، واقع شده ، اما اين ، شهر آبادى بوده كه احتمال فرار قرقيزها به آنجا و ورود مغولان براى تعقيب آنان وجود ندارد . در مورد كلمه لار نتوانستم نشانه پيدا كنم . [ لار و لر در تركى علامت جمع است ، مثل چايلار يا چايلر ، يعنى رودخانهها . احتمال دارد اربش ( يا به قول ترجمه انگليسى اريش ) كلمهاى مفرد باشد و لار آن را جمع ببندد .
( م ) ]
( 685 ) . پرتال : به فتح اول ، رخت ، لباس ، باروبند . اسباب و پرتال را برتاويدهاند ، يعنى اسباب و باروبنه آنها درهم و برهم بود . ( م )
( 686 ) . قوى ( يا قويون ) جريگى يعنى لشكر گوسفند . ( م )
( 687 ) . لك : به فتح اول ، صد هزار . ( م )
( 688 ) . به دو يعنى به سرعت . همين دو به دو ، يعنى طاهر خان و پسرش به سرعت به قيرقيزها پيوستند . ( م )
( 689 ) . بدون ترديد منظور ولايت كاشغر يا ارتفاعات مجاور كاشغر است . در اين دوره نشانى از انحطاط مغولان به عنوان يك ملت به چشم نمىخورد بلكه به عكس همه چيز حاكى از قدرت روزافزون آنهاست . چون سرزمين خود را به خاطر دشمنان ترك كردند ، مدتى پس از بازگشت ، زوال آنان آغاز شد .
( 690 ) . 914 ( م ) .
( 691 ) . اتگه : به فتح اول ثانى و ثالث ، مخفف اتاگاه يعنى شوهر دايه و به معنى ابوى مكان . در اينجا به معناى پيشكار به كار رفته است . ( م )
( 692 ) . يعنى هرچه كار رشيد السلطان بالا مىگرفت . ( م )
( 693 ) . 937 ( م ) .
( 694 ) . اشاره به سنتى است كه در املاى دقيق براى تميز قطعى ميان حرف سين از حرف شين كه سه نقطه در بالا دارد ، سه نقطه زير حرف سين مىگذارند . - راس
( 695 ) . اين عبارت مختصر گرديده و يك رباعى حذف شده است . [ توضيح مصحح انگليسى در حذف عبارت « و به . . . ورنى مطلب . ( م ) ]
( 696 ) . شش سطر و مقدارى شعر در رابطه با اقبال و تغيير اوضاع مربوط به آن . در اينجا ترجمه نشده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارت « و اين حالات . . . محقق آحوال آن است كه ]
( 697 ) . يعنى اندكى راه رفت و سپس فوت شد . ( م )
( 698 ) . منظور از « اين » ، شاه محمد سلطان است . ( م )
( 699 ) . پيامبر ، درود خدا بر او باد ، فرموده است كسى كه به ظالم اعانت كند خداوند ظالم را بر او مسلط مىگرداند ، فرستاده خدا راست گفته است . ( م )
( 700 ) . آياتى از قرآن [ سخن پيامبر را اشتباها آيه قرآن خوانده . ( م ) ] و حدود هفت سطر دعا در اينجا ترجمه نشده است . - راس [ توضيح مترجم انگليسى در حذف عبارت « صدق . . . يا ارحم الرحمين . ( م ) ]
( 701 ) . مرا مسلمان بميران و به نيكوكاران ملحق ساز و از شرارت ستمگران رهاييم ده و از خواب بىخبران بيدارم كن با رحمت خودت ، اى بخشندهترين بخشندگان .
( 702 ) . مؤلف ، يك چنين تعريف خوبى را از ناحيهاى به دست مىدهد كه سابقا مردم آسياى غربى آن را بلر
) rolob (
، بلور ، بلورستان ، ملور
) rulom (
و غيره و چينيان پولولو
) ol - ol - op (
مىناميدند و تقريبا نيازى به توضيح بيشتر نيست . اين نام در نوشتههايى از قرن هفتم به بعد ، تا قرن هجدهم ، به همين شكل و يا اشكالى ديگر ديده مىشود . حتى امروزه هم [ اواخر قرن نوزدهم . ( م ) ] احتمالا به طور كلى از بين نرفتهاند ، زيرا آقاى شاو در حدود صد و بيست سال قبل دريافت كه قرقيزهاى پامير به علت نام پلور ، چيترال ناميده مىشوند .