است . پس همه در مقام ترك مرادات و مقاصد خود بايد بود و اقدام در حصول مرادات بندههاى خدا بايد كرد .
بيت :
تا ترك مراد خود نگويى صد بار * يك بار مراد در كنارت نايد
و چنان خود را به درگاه إله ، بىمقدار و عاجز بايد شمرد كه در نظر او از او عاجزترى ننمايد تا حضرت حق ، سبحانه و تعالى به مقتضاى اين انكسار ، به فضل و كرم خود او را قوتى و قدرتى كرامت فرمايد و ابواب مرحمت و لطف به روى او بگشايد .
بيت :
در بهاران كى شود سرسبز سنگ * خاك شود تا گل برويد رنگ رنگ
و بايد ديد كه حديث مصطفى - صلّى اللّه عليه و سلّم - نصب العين خود سازد ( 276 ر ) كه فرمود : « من تواضع للّه رفعه اللّه و من تكبّر وضعه اللّه . » معنى حديث آنكه ، هركه تواضع كند براى خداى ، خداى عزّ و جل مرتبه او را بلند گرداند و هر كه تكبر كند ، او را پست و خوار و ذليل گرداند .
ديگر بايد كه بنده نيازمند در بندهاى خدا باشد و بد احوال ايشان پيش او معلوم نشود سرعت رد و قبول ايشان نكند كه بر خود جبر كند زيرا كه حضرت حق ، سبحانه را در لباس صفات بشريت ، بندهاى مكتوم هستند كه « اوليائى تحت قبايى لا يعرفهم غيرى » در شأن ايشان است ، « ربّ اشعث اغبر ذى طمرين لا اقربه به احد ولو اقسم على اللّه لا يره » در شأن ايشان . مضمون حديث اول كه حديث قدسى است آنكه ، اولياى من در شيب قباى من ، يعنى پردههاى من پنهانند و ايشان را غير من كسى نمىشناسد ؛ و ترجمه حديث ثانى آنكه ، بسيار موپريشان و غبار آلوده باشد كه كس او را در خانه خود جاى ندهد و او را دو جامهء كهنه باشد كه ستر عورت او شود و اگر بر خداى سوگند دهد و آنچه طلبد ، هر آينه بدهد و حاجتش روا گرداند .
بيت :
مبين حقير گدايان عشق را كين قوم * شهان بىكمر و خسروان بىكلهاند