فرستند . اما اين چشمداشت مردم سمرقند ظاهر نشد سبب آنكه هنوز خود را از كومك و امداد شاه اسماعيل مستغنى نمىدانستند و قوت خود را به مقابله مقاتله اوزبك وافى نمىديدند . بنابراين در آن امر تأنّى مىرفت و به شدايد ( 165 ر ) غلظت قزلباشين « 1 » مدار مىنمود . از اين جهت مردم ماوراء النهر صورت اشتياق كه قبل از اين غايبانه به پادشاه داشتند درهم شكست و همچنان پادشاه با تراكمه مدارا و مواسا مىكردند . « 2 » 235
رفتن خان به اندجان و وقايعى كه در آنجا دست داد
چنان كه سابقا تحرير يافته است كه پادشاه ، خان را به اندجان رخصت فرمود ، از امراء مغول جمعى را همراه فرستاد ، مير غورى برلاس و مير دايم على دختوى « 3 » و برادران او احمد على و محمود قلى و ميرزا محمد بيگجيك و برادرش بيگ محمد ، و از دوغلات ، شاه نظر ميرزا و ميرزا على و قوتلوق ميراك ، و از امراء كونجى ، قول نظر ميرزا ، چنان كه ميرزا و امير قنبر ابن حيدر كوكلداش بارقى و غيرهم در ملازمت خان روان شدند . چون به اندجان رسيدند ، عمّم و امرايى كه در موافقت عمّم در استخلاص فرغانه يك جهتى نموده بودند ، سلطان على ميرزا بيگجيك و پيشكه ميرزاء ايتارجى و توبه نوياغوت و غيرهم همه به استقبال مبادرت نمودند و به ركاب بوسى خان مستظهر گشتند .
چون به اندجان رسيد ، رسيدن خان را به اندجان و استظهار مغول اندجان را كه سلاطين اوزبك در سمرقند شنودند ، چنان كه سابقا گذشت ، حمزه سلطان و مهدى سلطان و تيمور سلطان ، مع چند سلاطين ديگر به مقاتله و مقابله پادشاه در حصار جمعيت ساختند و عبيد سلطان هرچند معلوم گشته بود كه ماوراء النهر [ را ] شاه اسماعيل با پادشاه رجوع نموده و خود نخواهد آمد ، اما براى حزم و احتياط ، عبيد اللّه سلطان در قرشى نشست . حال او نيز مذكور گشته است . جانى بيگ سلطان و كوجوم خان و سيوينجك سلطان براى دفع خلل فرغانه متوجه ( 165 پ ) اخسى و اندجان
هامش
( 1 ) . نب : قزيلباشين .
( 2 ) . نگ : + فصل بيست و ششم .
( 3 ) . نگ : - دختوى .