حوادث تاريخى آسياى ميانه در اين دوره بسيار زياد است : جنگ از هر طرف برخاسته : كشورها مورد تاخت و تاز قرار گرفته و شهرها محاصره مىشود ، در عين حال تقريبا همه روزه ، فرمانروايان بر اثر اقبالشان در جنگ ، ظهور مىكنند ، يا بر اثر توطئهاى سرنگون مىگردند . شاهزادگان و اخلاف خاندان حكومتگر تبعيد شده ، همراه با اكثر خانها و بيگهاى قبايل متعدد ، مجبور به جهتگيرى در حمايت از خانواده و بستگانشان ، يا دفاع از خود مىگردند ؛ و در اكثر موارد ظاهرا با اندكى تأمل در حق و باطل بودن مسئله ، جهت خود را تغيير مىدهند ، درست همان طورى كه در ابتداى نزاع سهمى را به عهده مىگرفتهاند . هنگامى كه قدرت داشتند ، با جهتيابى جهت ، بر همسايه خود مىتاختند ، در صورت موفقيت معمولا به مدت كوتاهى با انتقامى خونين و هرزگى ، خود را تشفى مىدادند . اما به زودى مجبور مىشدند براى يك لشكركشى تازه مجددا - چنان كه مصطلح بود - « سوار » شوند ؛ اگر شكست مىخوردند به پيش همسايه ديگر مىگريختند ، و اگر توسط اين همسايه مقتول نمىشدند ، در تبعيد منتظر مىماندند تا چرخ اقبال بگردد و بخت تازهاى براى برترى و غارت فراهم آيد . سريول مىنويسد « اخلاف يا وابستگان چغتاى كه در حدود 120 سال تاج و تخت را در تصرف داشتند ، از سى نفر كمتر نبودهاند ؛ و در حقيقت ، شورشها ، خلع كردنها ، كشتارها ، و غصب كردنها با چنان كثرتى از پى هم ديگر مىآمدهاند كه حتى براى حكومتهاى آسيايى نيز غيرمعمول به نظر مىرسد . « 1 » »
پس ، اين هنگام ، دورهاى بوده كه نمىتوانسته در ساختن مورخى از هر سرباز خوشبختى كه اتفاقا مايل به ثبت حوادث زندگانى خود بوده ، موفقيتى به دست نياورد .
بابر نخستين شخص از مغولان هند و خالهزاده مؤلف ما ، به اين تعبير خاص ، پاسخ داده و
هامش
هند » مىشناسيم ، مطلق با نام چغتاى سخن مىگويد كه البته كاملا صحيح است . وى نام مغول را براى قوم خود - يعنى اخلاف مغولان ( يا منقولان ) مغولستان - به كار مىبرد . در اين پيشگفتار ، توضيح بيشترى در خصوص همين موضوع خواهد آمد .
( 1 ) .523 . p , rehtit yaw eht dna yahtac.