بايزيد ، پيش از فتح ، بىتحاشى به ملازمت او به استقبال مبادرت نموده بود ، انواع دولتخواهى به ظهور رسانيده ، از جانب تنبل « 1 » نيز آنچه مصلحت وقت دانسته بود ، صورت دولتخواهى معروض داشته و در آن سال به اين مقدار اكتفا نموده مراجعت كرده بود . چون فراغ خاطر او از تاشكند و مغول حاصل شد و حصاريان و خراسانيان را سنجيد ، اول خاطر را از اندجان « 2 » و تنبل « 3 » مىخواست كه فارغ سازد و به فراغ بال متوجه استيصال حصار و خسرو شاه شود كه اول مقدمه خراسان بوده باشد .
چون به مرغنان كه از قصبات معتبره فرغانه است رسيدند ، تنبل تمام قلاع فرغانه را گذاشت و در قلعه اندجان « 4 » جمعيت كرد . چون خبر رسيد ، شاهى بيگ خان و اهل راى صواب نماى او گفتند كه جمعيت « 5 » او يك جا كار را بر ما آسان ساخت . فى الحال به سرعت متوجه شدند و قرار دادند كه وى در قلعه متحصن خواهد شد . شاهى بيگ خان به نفس خود محاصره كند و ديگر تمام سلاطين به اطراف اندجان « 6 » تاخت و « 7 » باخت كنند و قلاع و مردم او را گيرند و ويران كنند و برگردند . سال ديگر كه بيايند « 8 » مستأصل شده باشد .
دست اجل گريبان او را كشيده پيش مىدواند « 9 » ، چنانچه از قلعهء اندجان « 10 » بيرون آمد كه هموارى « 11 » مصاف مىدهيم . ده هزار كس بيرون آمد . شاهى بيگ خان رسيد ، از كثرت لشكر ، خاك در چشم حشم تنبل پرگشت ، « 12 » و برگشت . تا به قلعه رسيدن كس بسيار به تيغ آبدار غريق رحمت شد و تنبل مع برادران شكسته و ريخته در قلعه خزيدند . مقرر آن [ بود آن ] « 13 » سال ولايت او را خراب كرده 36 مراجعت نمايند تا سال ديگر ، مهم آسان شود . ( 102 ر ) او خود پيش باز بلا رفت ، مهمى كه به سال ديگر قرار يافته بود به چهل روز مقرر ساخت . چون شاهى بيگ خان ديد كه پر ريختهء چند از ترس خان و جان در قلعه متحصن شدهاند ، مهم را محكم گرفته و كار محاصره را تشديد نمود .
هامش
( 1 ) . نگ : تمبل .
( 2 ) نب : انديجان .
( 3 ) . نگ : تمبل .
( 4 ) . نب : انديجان .
( 5 ) . نت : - چون خبر رسيد . . . جمعيت .
( 6 ) . نب ، نت : انديجان .
( 7 ) . نت : - و .
( 8 ) . نت : بتايند .
( 9 ) . نت : مىدادند .
( 10 ) . نب : انديجان .
( 11 ) . نت : بموارى .
( 12 ) . نت : - پرگشت و .
( 13 ) . نب : - بود آن .