در خصوص تلفظ صحيح اسامى ، ابتدا قصد اين بود كه همه آنها مطابق اصول مورد استفاده در موزه بريتانيا ، بازنويسى شود - يعنى نمايش دقيق تلفظ هر حرف فارسى و عربىاى كه معادل واحدى در انگليسى ندارد ، با بعضى از علائم تأكيدى و تفريقى مشخص گردد . اما اين طرح به دلايل متعددى انجام نشد . در حقيقت هنوز كار ترجمه پايان نيافته بود كه آقاى راس به منظور پىگيرى تحقيقات شرقى خود در قاره [ آسيا ؟ ( م ) ] انگلستان را ترك كرد . و وظيفهء مبادرت به هماهنگ ساختن تلفظها به گردن من افتاد . با وقتى كه در اختيار داشتم ، انجام غرض اصلى را غيرممكن يافتم زيرا براى پيدا كردن بسيارى از اسامى ، مىبايد مجددا متون بومى را بررسى مىكردم - اين كار متضمن حضور دائم در موزهء بريتانيا بود . بنابراين تصميم گرفتم همه آنها را به شيوه سادهء سرجونز « 1 » ، يا به شيوه مقبول حكومت هند در مورد اسناد و نشريات رسمى ، بنويسم .
شايد اين شيوه تا حدود معين ناقص بوده باشد ، زيرا در تمام موارد آنچه را كه نماينده املاى كلمه فارسى يا عربى است دقيقا نشان نمىدهد ، و بنابراين راهنماى كاملى براى تغيير مجدد نيست ، اما تا حد امكان ، تلفظ صحيح را ارائه مىدهد و به قدر كافى صحّت مفاهيم واقعى را تأمين مىكند « 2 » به علاوه از نظر سادگى سودمند بوده و از آن جوّ فضل فروشىاى كه معمولا در عبارات شرقى به طرز اكملى ديده مىشود و خوانندگان نمىخواهند خود را به آن مشغول سازند و آن را بيزار كننده مىيابند ، اجتناب دارد . از سوى ديگر لازم به ذكر نيست كه كسانى كه در زبانهاى مربوطه مهارت دارند مىدانند مؤلفين نسخ اصلى چه اكثريت عظيمى از اين اسامى را درج كردهاند . تنها استثناى اين
هامش
( 1 ) .senoj . w.
( 2 ) . از جمله آنها مىتوان به تأكيد در تلفظa، به منظور ارائه صداى آن در كلمهrehtafاشاره كرد ، در حالى كه ديگر حروف مصوّت ( به طورى كه آقاى كين« eneek . g . h »به اختصار توضيح داده ) با صداى « خاموش » و « مطيع » در انگليسى ادا شدهاند .) iiv , p , . tcid . rgoib . tneiro (. شايد بتوان افزود كه املاى اسامى متداول و مشهور ، در مقدمه و پاورقىها ، به همان صورتى نوشته شده كه معمولا در نوشتههاى انگليسى ديده مىشود ، با وجود اين در متن به همان صورتى كه مؤلف نوشته ، باقى مانده است ، بنابراين ، به عنوان مثال كلماتى كه در متن به صورت بابر) rabab (، دهلى) ilhed (، گنگ) gnag (و غيره ديده مىشود ؛ در جاهاى ديگر به شكل بابر) rebab (، دهلى) ilhed (، گنگس) segnag (و غيره آمده است .