تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ رشيدى ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
بر بصاير ارباب بصيرت مخفى نماند كه گزارش اين واقعات منسخ نمىشود مادام كه بر سبيل اجمال از احوال سلاطين آن عصر كه هر كدام در كجا بوده‌اند مسطور نگردد . بالجمله در مدت مذكور در ولايت فرغانه « 1 » كه دار الملك او اندجان است ، بعد از وفات ميرزا عمر شيخ گوركان ابن سلطان ابو سعيد گوركان ، در ميان دو فرزند خلف ميرزا عمر شيخ كه ظهير الدين محمد بابر پادشاه غازى و ميرزا جهانگيراند ، 10 با وجود صغر سن ، از جهت مخالفت امرا ، مكاوحت دايم و مقاتلت قايم مىبود و ظفر و هزيمت بسيار واقع مىشد . بعضى از اواخر آن وقايع در اين مختصر مسطور خواهد شد . و در ولايت سمرقند و بخارا ميان بايسنقر ميرزا و سلطان على ميرزا كه پسران سلطان محمود گوركان ابن سلطان ابو سعيد گوركان‌اند و شاهى بيگ خان ابن شاه بداغ سلطان ابن « 2 » ابو الخير خان كه در عصر خودش در تخت جوجى 11 از او كلانتر مىنبود ، در ميان اين سه كس ، كش و فرخش « 3 » 12 بىحد گذشته . در اواخر اين وقايع نيز مسطور خواهد شد . و در خراسان سلطان حسين ميرزا 13 در كمال استقامت و عظمت ، مستقر سرير سلطنت بوده ، گاهى ميان فرزندان و پدر بزرگوار ، غبار وحشت [ بر ] « 4 » مىخاست ، « 5 » اما آن را ميرزا به وفور كياست جهان آراى و اشعه تيغ ظلمت زداى ، فرو مىنشاند . و در عراق بعد از فوت يعقوب ابن اوزن حسن ، 14 از جهت صغر سن سلاطين ، كار سلطنت مختل مانده بود و شاه اسماعيل كه مظهر آثار قهر و « 6 » وجود او در مزاج عالم زهر بود خروج كرده از دودمان ( 94 ر ) آن سلاطين [ دود از دمار برآورده بود . مهمات ملك و ملت و دين و دولت آن ممالك ] « 7 » تمام و كمال در زواياى خمول و انحطاط فرو رفته بود . و در دشت قپچاق « 8 » و الوس جوجى خان ، برندوق خان 15 بوده ، تمامى سلاطين جوجى « 9 » نژاد ، سر بر خط فرمان او داشتند و جمعيت ايشان به كثرت اقطار امطار ، مساوات مىجست . و وقايعى كه ميان ايشان و مغول واقع گشته ، مسطور خواهد شد .
هامش
( 1 ) . نت : ترغانه . ( 2 ) . نت : - ابن . ( 3 ) . نت : فروخش . ( 4 ) . نب : - بر . ( 5 ) . نت : برخاست . ( 6 ) . نگ : - مظهر آثار قهر و . ( 7 ) . نب : - دود از دمار . . . ممالك . ( 8 ) . نت : قيحاكى . ( 9 ) . نت : الوس جوجى خان بوده براندوق عالى سلطان جوجى .