نبود . چون خراسان را گرفت همت عالى او بر استخلاص عراق مصروف مىبود ، از جهت تعرض ايسان « 1 » بوغا خان كه مذكور شده است ، « 2 » متوجه نمىتوانست شد . پس كس فرستاد يونس خان را كه برادر كلان ايسان بوغا خان بود ، از عراق آورد و سبب عراق رفتن خان مذكور « 3 » شده است و در خراسان در كوشك باغ زاغان 296 در يك تخت نشست و طوىهاى پادشاهانه به خان كشيد و عهد و شرط چند و قراردادها كردند . از جمله يكى آن بود « 4 » سلطان ابوسعيد ميرزا به خان گفت كه مير تيمور را در اول خروج ، امرا گردن اطاعت - كما ينبغى - نمىنهادند و اگر جمع را استيصال « 5 » مىفرمود ، موجب كسر قوت خود مىشد . امرا گفتند ، خانى بايد نصب كرد تا خان را اطاعت كنيم . مير تيمور سويورغاتميش « 6 » خان را به خانى نشاند و امرا گردن اطاعت به خان نهادند . مير تيمور خان را نگاه مىداشت و طغرا « 7 » و فرامين « 8 » تركى به نام او بود . چون او وفات يافت ، پسرش سلطان محمود خان را به جاى وى نصب فرمود ، بعد از مير تيمور تا زمان ميرزا الوغ بيگ اين امر مرعى مىبود « 9 » اما از خانى جز اسمى بيش نبود در اواخر حال ، خود خان اكثر در سمرقند بند مىبود . حاليا « 10 » چون نوبت پادشاهى به من رسيد ، استقلال « 11 » من به حدى شده است كه مرا به خان احتياج نمانده « 12 » است . اكنون من شما را از لباس ( 52 ر ) فقر برون « 13 » آوردم و خلعت پادشاهى پوشانيدم و با يورت اصلى شما را فرستادم . معهود و مشروط آن است كه من بعد بر خلاف اسلاف و خوانين ماضى كه دعوى مىكردند كه « 14 » مير تيمور و دودمان مير تيمور نوكر مااند ، ابا عن جدّ اين دعوى نكنند ، زيرا كه اگر چه در « 15 » قديم چنان بود ، اما چنان نماند . حاليا من پادشاه بسر « 16 » خودم ، ديگرى چون دعوى نوكرى من كند . اكنون مىبايد شما نام خادم و مخدوم « 17 » را برآريد « 18 » و اسم دوستى را اطلاق كنيد و به طريق خوانين با ميرزايان تيمورى نژاد « 19 »
هامش
( 1 ) . نت : ايسا .
( 2 ) . نت : + و .
( 3 ) . نت : سبب رفتن خان به عراق مذكور .
( 4 ) . نت : بوده است .
( 5 ) . نت : استقبال .
( 6 ) . نب : تيمور و سويوغاتميش / نت : تيمور و سوبوغاتميش .
( 7 ) . نگ : - وطغرا .
( 8 ) . نت : فرايض .
( 9 ) . نب : امرعى بود .
( 10 ) . نب : غالبا .
( 11 ) . نت : استقبال .
( 12 ) . نت : نماند .
( 13 ) . نت : - برون .
( 14 ) . نت : - كه .
( 15 ) . نت : از .
( 16 ) . نت : پسر .
( 17 ) . نب : مخدومى .
( 18 ) . نت : - برآريد .
( 19 ) . نب ، نت : نژد / نگ : - نژاد .