از سوى ديگر هيچ يك از مؤلفان مسلمان ، تاريخ جلوس خانان مذكور را به طور به هم پيوسته بيان نكردهاند . سالنامههاى چينى در فاصله ميان خضر خواجه و ويس از سه خان نام مىبرند و سال جلوس هر يك از آنها در كنار ارائه تاريخ حوادث ديگر آن ايام مشخص مىگردد ، بدين ترتيب معلوم مىشود كه فلان خان در فلان زمان سلطنت مىكرده است . اگر چه اين سالنامهها عمدتا به هيأتهاى تابعه و تقاضاهاى مساعدت از امپراتورى چين اشاره كردهاند اما حوادثى كه بدين ترتيب در تواريخ ايام چينىها ضبط شده از توجه و دقت برخوردار است . اگر چه عقيده بر اين است كه تواريخ سلسلهاى آنها هميشه ارزشمند نبوده ، اما در هر صورت ، كم و بيش ، تأليفاتى از اسناد دولتى هستند و مانند بسيارى از تواريخ مسلمانان ، فقط بر اساس حديث نوشته نشدهاند . بنابراين احتمال دارد گزارشهاى چينىها با توجه به ضبط صرف حوادث و تواريخ ، بهترين راهنما باشند ؛ و من در خصوص اين دوره بايد اطلاعات آنها را جانشين گزارشهاى ميرزا حيدر كنم . به هر حال چنان كه خواهيم ديد من در تصحيح خلاصه آقاى ارسكين ، هر دو آنها را نشان دادهام . يك اقتباس كلى از ترجمه دكتر برتشنيدر درباره تاريخ چين نيز در همينجا ، در ذيل ضميمه مىگردد .
سه فهرست مورد نظر عبارتند از :
الف ) - روضة الصفا « 1 » و ظفرنامه « 2 » .
1 ) خضر خواجه . . . متوفى 1399
2 ) محمدخان . . . بدون تاريخ
3 ) نقش جهان . . . بدون تاريخ
4 ) ويسخان . . . بدون تاريخ
ب ) - سالنامههاى چينى سلسله مينگ « 3 » .
1 ) خضر خواجه . . . متوفى 1399
هامش
( 1 ) .300 . p , . iii , . tsih , mahum secirp.
( 2 ) .213 . p , . iii , ceb rumit ed . tsih , xiorc al ed sitep( 3 ) .239 , 231 . pp , . ii , . ser . dem , redienhcsterb.