تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
بحبالهء نكاح درآورد و محمد خان بقيه حجله‌نشينان تتق عصمت را باز به شهر فرستاد و جهة مطالبه ذخاير و نفايس اجناس ايشان محصلان تعيين كرد و آنمقدار لئالى آبدار و درر شاهوار و ياقوت رمانى و لعل بدخشانى و ساير جواهر زواهر و طلاآلات بحصول پيوست كه عشر عشير آن در خزانهء خيال هيچ پادشاه با استقلال نمىگنجد و از جهات امرا و اركان دولت آن دودمان عاليشان نيز نقود و اقمشهء فراوان بدست آمد و لشگر قيامت اثر اوزبك هريك از متوليان خراسان را ببهانهء گرفته در تعذيب و شكنجه كشيدند و آنچه توانستند از ايشان بحصول موصول گردانيدند مضمون آية
( إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً )
بابلغ وجهى ظاهر گشت و بسيارى از اهل جاه و جلال پايمال حقارت و اذلال شده ناله و نفير صغير و كبير از فلك اسير درگذشت نازنينان حرم حرمت بدست اوزبكان بيرحم اسير گشته در تعذيب بودند و زهره جبينان حجلهء عفت از عقب مغولان بهرام صولت در كوچه و بازار سرگردان شده ساعتى نمىآسودند نظم
علم زد آتش ظلم اندر آن بوم * جهان تاريك شد از آه مظلوم برآمد ناله و شيون ز مردم * نبود آنقوم را اصلا ترحم
بالاخره بسعى خواجه كمال الدين محمود آنشدة تسكين يافت و انوار امن‌وامان بر وجناب روزگار طوايف انسان تافت و در روز جمعه پانزدهم محرم در مسجد جامع دار السلطنه هراة خطبه بنام ابو الخير خان و محمد خان شيبانى خواندند و بموجبى كه محمد خان حكم فرمود و لقبش را امام زمان و خليفة الرحمن بر زبان راندند و آن خان گيتىستان بمقتضاء علو همت فرمان داد كه نيم دانك بر تنكجات سابقه اضافه نمايند و چون بسكه همايون زيب و زينت يابد هريك را بشش دينار كپكى جارى دانند و تنكجات يكمثقالى سابقه را به پنج دينار ستانند در خلال اين احوال بعضى از وزراء و مردم تازيك كه ملازم سلاطين و حكام خراسان بودند و از بيم حيف و تعدى اوزبكان در جبال حدود هراة تحصن جسته از غايت خشيت لحظه بفراغت نمىغنودند عرضه داشتها بدرگاه و الا ارسال داشته بجان اما طلبيدند و فرامين مطاعه در باب استمالت آنجماعت صادر شده همكنان بشرف بساطبوسى رسيدند و اكثر منظور نظر تربيت و رعايت گشته مناصب مناسب يافتند از آن جمله خواجه معز الدين حسين شبانكاره و مولانا حاجى محمد قهستانى بر مسند وزارت نشستند و خواجه شمس الدين محمد منشى و مولانا جلال الدين قاسم خواند امير ديوان املاك و اسباب غايبى شدند و از اولاد عظام سيد غياث الدين محمد باغبان امير جلال الدين محمود ملازمت سده سلطنت اختيار كرد و امير سلطان محمود روى بتكفل مهمات جان وفا ميرزا آورد .

ذكر تسخير قلعه اختيار الدين و حصار تيره‌تو

چنانچه از ضمن حكايات سابقه بوضوح مىپيوندد كه سلطان بديع الزمان ميرزا كوتوالى حصار اختيار الدين را بامير عاشق محمد كوكلتاش ولد امير ساربان جنيد مفوض
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 379 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )