طبع منيرش بود آئينهسان * عكسپذير صور بيكران
ليك در آئينه به چشم خرد * هست نمايان صور نيك و بد
نيست در آئينهء طبعش پديد * جز صور نيك ببخت سعيد
چون ز كرم مرجع اهل وفاست * اسم شريفش لقب مصطفى است
اى ز شرف سرور اهل سخن * واقف اسرار جهان كهن
خامهء نيكو روش نكتهدان * كرد درين نظم چو نامت بيان
به كه درين جزو همايون اثر * غير دعايت ننويسد دگر
تا ز قلم نامه مزين شود * تا سخن از خامه مبين شود
نامه ارباب فضيلت تمام * نامور از نام تو بادا مدام
كوكب آمال تو تابنده باد * دولت و اقبال تو پاينده باد
تمام شد جزو دوم از جلد سيم حبيب السير