Skip to main content

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — Page 340

Contributors:

P.340
تا زمان استيلاء امير تيمور گوركان در دار السلطنه هرات متوطن بودند .

ذكر سلطنت جناب سيادت ماب بعنايت حضرت مسبب الاسباب

چون افراسياب بجزاء سيئهء اعمال خود گرفتار گشت و سپهر ستيزهء كار از مقام رعايت جلابيان درگذشت قدوهء اولاد ائمه هادين سيد قوام الدين با اولاد عظام و احباب كرام بآمل تشريف برده پرتو التفات بر انتظام احوال رعايا انداخت و رسم فسق و عناد و شيوهء ظلم و فساد منسوخ گردانيده مبانى دين مبين و قواعد شرع متين مشيد و مستحكم ساخت و آستان بدايت آشيانش پناه اشراف و اعيان مازندران شد و درگاه خلايق پناهش آرامگاه اكابر و اعاظم طبرستان گشت و بعد از فتح آمل باندك زمانى سارى و كوهستان مازندران را بضرب تيغ و سنان در حيطهء تسخير آورد و قلعه فيروز كوه را بعد از محاصره بمصالحه گرفته آبادان كرد آن‌گاه پسرش سيد فخر الدين با لشكر جرار بر ستمدار شتافته بعد از جنگ و پيكار آن مملكت را مفتوح ساخت و قلعه نور و كجور و ساير قلاع آن ديار را تسخير نموده رايت اقتدار برافراخت و چون آفتاب اقبال سيد قوام - الدين بدرجه كمال رسيد مايل بزوال شده آن سيد ستوده خصال در ولايت بار فروش ده پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و در ماه محرم الحرام سنهء احدى و و ثمانين و سبعمائه رخت هستى بباد فنا داد و بعد از وى سلطنت آن ديار به اولاد امجاد و احفاد عالى نژادش تعلق گرفت و بعنايت واهب العطيات علم دولت آن سادات صاحب سعادات سالها فراوان صفت ارتفاع پذيرفت ابتداء سلطنت سيد قوام الدين در سنهء ستين و سبعمائه بود و چون بيست سال باقبال گذرانيد وفاتش روى نمود و تا سنه احدى و ثمانين و ثمانمائه كه سيد ظهير الدين بن سيد كمال الدين بن سيد قوام الدين ، تأليف تاريخ طبرستان را باتمام رسانيد سلطنت مازندران در آن خاندان بود بلكه تا غايت كه تاريخ حجرت بجمادى الاخر سنه تسع و عشرين و تسعمائه رسيده انتزاع ملك از آن دودمان بالكليه روى ننموده و ذالك فضل اللّه يوتية من يشاء و اللّه ذو الفضل العظيم .

گفتار در بيان بعضى از وقايع كه در زمان سلطنت سيد قوام الدين اتفاق افتاد و ذكر صور فتوحاتى كه آن جناب را در ايام كامرانى دست داد

چون خازنان قدر و قضا از جامه خانه توتى من تشاء خلعت سلطنت ولايت آمل را در قامت قابليت سيد قوام الدين پوشانيدند و افسر پرزيور انا جعلناك خليفة فى الارض بر فرق مباركش نهاده فرمان واجب الاذعانش در آن ملك نافذ گردانيدند اولاد عظام خود را جمع آورده
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — Page 340 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )