[ جلد سوم ]
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
يا رب به ثناى خود سخن سازم كن * در گلشن حمد نغمهپردازم كن
با نعت حبيب خويش همرازم كن * در ملك سخنورى سرافرازم كن
بر ضمير خورشيد اقتباس هوشمندان سخن شناس در نقاب شبهه و التباس مخفى نخواهد بود كه اين صحايف موفوره اللطايف مجلد سيم است از كتاب افادت اثر حبيب السير مشتمل بر تبيين وقايع ايام سلطنت خانان تركستان و پادشاهانى كه لواء سلطنت برافراشتهاند پس از انقضاء زمان عباسيان و ايضا محتويست بر ذكر طلوع آفتاب اقبال شاهى از مطلع تائيدات نامتناهى الهى و اين مجلد نيز بطريقه مجلدات سابقه مبنى است بر چهار جزو :
جزو اول در ذكر خانان تركستان و بيان حكومت چنگيز خان و اولاد او در بلاد ايران و توران
عنواننامه نامدارى مبنى بر سير ملوك جهانگشاى و طغراى صحيفه كامكارى مبنى از خبر حكام گيتى آراى سپاس و ستايش مالك الملكى است كه بمقتضاء حكمت شاملهاش نظام مهام عالم و انتظام امور بنى آدم بوجود فايض الجود سلاطين عدالت آئين منوط و مربوط گرديد كلام صدق انجام ( لو لا السلطان لاكل الناس بعضهم بعضا ) مؤكد اين معنى است و بر حسب مشيت كاملهاش رايت هدايت آيت مبارزان جهاد و فارسان معركهء اجتهاد بدرجهء رفعت و استعلاء رسيد و آيت وافى عنايت
( فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ )
درجهء مؤيد اين دعوى است مقيمان مقام
( جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ )
در بارگاه جلالش كلمهء همايون
وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ
ورد زبان دارند لاجرم منشور اقتدارشان بتوقيع وقيع
( تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ )
صفت تكميل مييابد و همگنان مكان و (
مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ )
بر درگاه لا يزالش نفس
( وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ )
بر لوح دل مينگارند بنابرآن انوار عنايت آثار
( إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ )
بر وجنات اموالشان ميتابد رباعى
اى خاص به تو منصب شاهنشاهى * موجود به حكم تو زمه تا ماهى
چون هست ترا از همه كس آگاهى * شاهى تو كرم كنى بهركس خواهى
و فهرست اوراق سخنرانى مخبر از آثار مالكان ممالك جاه و جلال و ديباچه مجموعه نكتهدانى مشتمل بر اخبار سالكان