Skip to main content

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — Page 576

Contributors:

P.576
اين سياق نزد علماء آفاق از تأمل در وقايعى كه ميان امير المؤمنين و امام المسلمين اسد اللّه الغالب على بن ابيطالب و معاوية بن ابى سفيان و شاميان واقع شده بر وجهى كه شمهء از آن سبق ذكر يافت ( كالشمس فى رابعة النهار ) ظاهر و آشكار ميگردد زيرا كه باوجود آنكه باتفاق جميع طوايف امت آن مهر سپهر امامت خليفه به حق و امام مطلق بود و پيش از تمامى اهل اسلام بمتابعت نبى امى عليه الصلاة و السلام اقدام فرمود و خصوصيت نسبى و حسبى و مقارنت نسبى و مكتسبى با رسول عربى باكمل وجهى حاصل داشت و پيوسته در ملازمت آنحضرت رايت غزو و جهاد و لواء علم و اجتهاد مىافراشت و در ميدان شجاعت و مردانگى از مجموع مبارزان ادوار گوى مسابقت مىربود و در ايوان سخاوت و فرزانگى بر جميع كريمان اعصار سابق و فايق مينمود و اكثر اكابر مهاجر و انصار غاشيه متابعتش بر دوش گرفته بودند و بيشتر اشراف بلاد و امصار حلقهء متابعتش در گوش كشيده آنحضرت را بر طبق دلخواه بر معاوية بن ابى سفيان كه بىشايبه اشتباه طليق بن طليق بود و در سلك مؤلفهء قلوب انتظام داشت استيلا ميسر نگرديد و از آنجهت مدتى مديد روزگار فرخنده آثار بانواع غصه و غم و اصناف حزن و الم گذرانيده بالاخره بدرجهء رفيعهء شهادت رسيد منقولست كه نوبتى يكى از مخصوصان سده سنيه امامت و منتسبان عتبه عليه كرامت از آن جناب پرسيد كه يا امير المؤمنين باوجود انواع فضايل صورى و معنوى و اصناف كمالات دنيوى و اخروى كه ذات فايض البركات ترا حاصل است سبب چه بود كه ابن هند را مغلوب نتوانستى ساخت جواب داد كه دنيا به دو پا قائمست يكى حق و ديگرى باطل من اراده كردم كه بيك پا قايم گردد ميسر نشد طرفه حالتى استكه واليان ولايت هدايت بواسطهء جفاء دنياء بيوفا همواره در زواياء يأس و حرمان مىنشينند و سالكان مسالك غوايت از كج‌روى فلك بىسر و پا پيوسته در رياض آمال و امانى اثمار دولت و كامرانى مىچينند مقربان بارگاه سبحانى بسبب حصول سعادات جاودانى از مستلذات عالم فانى مهجور و مردودان درگاه يزدانى بواسطهء وفور تسويلات نفسانى باحراز مرادات اين جهانى مغرور مثنوى
فلك بر خويش پيچان اژدهائيست * * پى آزار ما زور آزمائى است * رساند هر كرا يك لحظه راحت * * كند سالى ز دنبالش جراحت * بهر اختر كزو روشن چراغيست * * نهاده بر دل آزاده داغيست * هزاران داغ هست و مرهمى نى * * وز آن بيمرهمى هيچش غمى نى *
غرض از اين تشبيب و مقصود از اين ترتيب ايراد واقعهء مصيبت‌فزاى شاه اوليا و قدوه اصفيا است كه در سنهء اربعين از هجرت خاتم الانبياء دست داد و بدانجهت كوكب هدايت و اقبال از اوج عزت بحضيض مذلت افتاد مثنوى
دل اهل اسلام از آن غم شكست * * شه چرخ چارم بماتم نشست * قمر زان الم جيب جان چاك زد * * زحل جامه در خم افلاك زد * فرشته ز سوز درون پر بسوخت * * عطارد ورقهاى دفتر بسوخت
مستحفظان اخبار و مستخبران آثار اگرچه اتفاق دارند كه شهادت حضرت ولايت منقبت بر دست عبد الرحمن بن ملجم المرادى بوقوع انجاميد اما در كيفيت حال آن لعين شقاوت
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — Page 576 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )