بيمن دولت دورميش خانى * اساس عدل را گرديد بانى
برحمت چارهء بيچارگان شد * مراد خاطر آوارگان شد
ز رويش گشت چشم بخت پرنور * ز خويش خاطر غمناك مسرور
نمود ابر كفش گوهرفشانى * نضارت يافت گلزار امانى
سحاب همتش آمد درربخش * درخت بخت دهقان شد ثمربخش
كنون ز انصاف او در بيشه آهو * رود با شير نر پهلو بپهلو
بشاهين مرغ آبى راز گويد * كبوتر حال خود با باز گويد
نلرزد برگ بيد از تندى باد * نيايد هيچكس را ياد بيداد
« 1 » در مقدمهء كتاب كه چگونگى تأليف را شرح ميدهد چون بنام خواجه حبيب إله ميرسد شرحى مبسوط با عبارات منشيانهء معمول آن زمان دربارهء القاب و فضايل و كمالات علمى و اخلاقى وى مينويسد و ضمنا بدين اشعار او را مىستايد .
ز رايش منتظم احوال عالم * ز كلكش گلشن اقبال خرم
ز عدلش عرصهء آفاق معمور * ز لطفش گشته رسم جور مهجور
وجودش در درياى فضائل * كفش گوهرفشان بر فرق سائل
سليمان زمانرا اوست آصف * سرير سرورى از وى مشرف
سپهر جود را خورشيد انور * بباغ فضل سرو سايهگستر
امين دولت خان زمانه * بحسن خلق در عالم فسانه
افاضل پرور عالى مناصب * فضيلتگستر وافر مناقب
ارسطو فطنت كامل درايت * عطارد مكنت شامل عنايت
« 2 » توضيحا اشعارى كه در اين فصل ذكر شد باستثناى دو رباعى ماده تاريخ قتل مير غياث الدين كه گويندهء آنها معلومست ، باقى همه ظاهرا از آثار طبع خود صاحب حبيب السير است كه درجهء متوسط او را در شعر و شاعرى نشان ميدهد
اكنون عين عبارت او را دربارهء تاريخ و چگونگى تأليف كتاب با تلخيص و پيراستگى از حشو و زوائد اوصاف و القاب بشنويد :
هامش
( 1 ) - جزو 4 مجلد 3 ص 384
( 2 ) - مقدمه كتاب : ص 7 طبع حاضر