عقب او مدّتها مىشد و مصاف مىداد تا به آخر او را بگرفت و بكشت و جثّهء او را در بلاد مغرب بگردانيد و بهجاى پدر بنشست و مرگ پدر اظهار كرد . و در سنهء احدى و اربعين و ثلاثمائة « 1 » او نيز بمرد .
و پسرش المعزّ ابو تميم معدّ بهجاى او بنشست . مردى صاحب رأى و مدبّر و شجاع و دولتيار بود . سياست ملك به واجبى رعايت كرد و ملك او از ملك پدرانش زيادت گشت . و همّت او بر طلب ملك مصر مقصور بود و مصر آن وقت در دست كافور اخشيدى بود . معزّ غلام خود ابو الحسن جوهر را در سنهء ثمان و خمسين و ثلاثمائة « 2 » به مصر فرستاد تا با معزّ دعوت كرد و خلقى بسيار اجابت او كردند . بعد از آن كافور را هم استمالت و دعوت كرد . اجابت نمود و به خلاف خلفاى عبّاسى در مصر خطبه به نام معزّ گفتند . و هم درين سال ثمان و خمسين « 3 » كافور وفات كرد 42 - و جوهر به ملك مصر از قبل معزّ مستقلّ شد و شهر قاهره متّصل فسطاط هم درين سال اساس نهاد و سنهء اثنتين و ستّين « 4 » را تمام شد و آن را قاهرهء معزّيّه خوانند . و معزّ در رمضان سنهء اثنتين و ستّين « 5 » به مصر رسيد با لشكرهاى بىقياس و اموال و تجمّلات بىنهايت و قاهره را دار الملك ساخت . و مصر و زمين حجاز از تصرّف بنى عبّاس بيرون رفت و در دست معزّ آمد و عدل و انصاف در آن ممالك بگسترد چنانك از رسوم معدلت و آثار نصفت او حكايات عجيب بازگويند . و در ربيع الآخر سنهء خمس و ستّين و ثلاثمائة « 6 » وفات كرد .
و بعد ازو پسرش العزيز ابو منصور نزار بهجاى او بنشست و ممالك مغرب و مصر و حجاز در تصرّف آورد . و حكايات قتال و حروب و ظفر او بر البتكين معزّى كه از قبل الطّائع للّه در شام حاكم بود و حسن بن احمد قرمطى كه به مدد البتكين آمده بود در تاريخ مغاربه مسطورست . و وفات او در رمضان سنهء ستّ و ثمانين و ثلاثمائة « 7 » بود . و عزيز مردى نيكوسيرت و حليم بودست به حدّى كه حسن بن بشر الدّمشقى او را و وزير او ابن كلّس و منشى او ابو منصور دروانى را هجا كرد بدين قطعه :
قل لأبى نصر كاتب القصر * و المتأتّى لنقض ذا الأمر
انقض عرى الملك للوزير تفز * منه بحسن الثّناء و الذّكر
و اعط و امنع و لا تخف احدا * فصاحب القصر ليس فى القصر
هامش
( 1 ) - سال 341 .
( 2 ) - سال 358 .
( 3 ) - سال 58 [ 3 ] .
( 4 ) - سال 62 [ 3 ] . حرف « را » بعد از اين عدد ، راى ظرفيّه است كه در عبارت قدما بسيار ديده مىشود .
( مص )
( 5 ) - سال 62 [ 3 ] .
( 6 ) - سال 365 .
( 7 ) - سال 386 .