برايم قابل تحمل است . امام محمّد باقر عليه السلام ميفرمايد : يك قطره از آن خون به زمين بازنگشت .
گفتهاند : امام حسين به آن كودك فرمود : تو از بچه ناقهء صالح كمتر نيستى ! پروردگارا ! اگر يارى كردن را از ما گرفتهاى پس اين عمل را براى ما خير و صلاح قرار بده .
مؤلف گويد : در بعضى از كتب مينگارند : هنگامى كه امام حسين عليه السلام ديد تعداد - 72 - نفر مرد از اهل بيتش شهيد شدهاند متوجه خيمهها شد و فرمود :
يا سكينة ، يا فاطمة ، يا زينب ، يا ام كلثوم عليكن منى السلام !
يعنى اى سكينه ، اى فاطمه ، اى زينب ، اى ام كلثوم من هم رفتم خدا حافظ .
سكينه فرياد زد : پدر جان ! آيا تو نيز تسليم موت شدهاى ! فرمود : چگونه تسليم موت نشود كسى كه يار و معينى ندارد ؟ گفت : پدر جان ! پس ما را بسوى حرم جدمان پيامبر خدا باز گردان . فرمود : هيهات اگر مرغ قطا را گذاشته بودند كه ميخوابيد . ناگاه زنان صدا بگريه و ناله بلند كردند و امام حسين ايشان را ساكت كرد و بر آن گروه ستمكار حملهور شد .
ابو الفرج ميگويد : مادر عبد اللَّه بن الحسين رباب دختر امرى القيس است كه امام حسين در بارهاش ميفرمايد :
1 - لعمرك اننى لاحب دارا * تكون بها سكينة و الرباب
2 - احبهما و ابذل جل مالى * و ليس لعاتب عند عتاب
1 - يعنى بجان تو قسم من آن خانهاى را دوست دارم كه سكينه و رباب در آن باشند 2 - من ايشان را دوست دارم و بيشتر مال خود را براى آنان بذل و بخشش ميكنم و كسى نمىتواند مرا مورد عتاب قرار دهد .
اين سكينهاى كه امام حسين ذكر نموده از رباب است . نام اين سكينه :
امينه بود . كلمهء : سكينه كه غالبا به آن بانو گفته ميشد تام او نبوده است . عبد اللَّه در آن