است كه خوبترين خوبان مىباشد 3 - امام حسين عليه السلام بعد از پيامبر خدا و وصى آن حضرت كه يارىكننده بود بزرگ افراد كبير و صغير است .
پس از اين جريان خولى ( بفتح خاء ) ابن يزيد اصبحى تيرى به پيشانى مباركش زد كه از بالاى اسب خود سقوط كرد و مردى از قبيلهء بنى ابان بن حازم سر مقدسش را جدا نمود . ابو الفرج ميگويد : عثمان بن على در سن بيست و يك سالگى شهيد شد . ضحاك ميگويد : خولى بن يزيد اصبحى عثمان بن على را هدف تير قرار داد و او را از پاى در آورد . سپس مردى از قبيله بنى ابان دارم بر جست و سر مبارك وى را جدا كرد .
از حضرت على بن ابى طالب روايت شده كه فرمود : من اين فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون ناميدم . مؤلف گويد : ابو الفرج اين عثمان بن على را در رديف شهداى روز عاشورا ذكر ننموده است .
پس از عثمان بن على برادرش جعفر بن على عليه السلام كه مادرش ام البنين بود براى جهاد در راه خدا خروج كرد و اين رجز را خواند :
1 - انى انا جعفر ذو المعالى * ابن على الخير ذو النوال
2 - حسبى بعمى شرفا و خالى * احمى حسينا ذى الندى المفضال
1 - يعنى من همان جعفرم كه صاحب مقام و منزلت عالى ميباشم و پسر على هستم كه مردى شايسته و صاحب بذل و بخشش بود 2 - شرافتى كه از طرف عمو و دائى دارم مرا كافى است . من اين حسينى را كه صاحب بذل و بخشش و فضيلت مىباشد حمايت مىنمايم . وى همچنان جهاد مىكرد تا اينكه خولى بن يزيد تيرى به طرف او انداخت و در شقيقه يا چشمان مباركش فرو رفت .
بعد از جعفر بن على برادرش : عبد اللَّه بن على براى كارزار قيام نمود و اين رجز را خواند :
1 - انا بن ذى النجدة و الافضال * ذاك على الخير ذو الفعال
2 - سيف رسول اللَّه ذو النكال * في كل قوم ظاهر الاهوال