يعنى اى روح من ! تا تو زنده هستى دچار حسرت خواهى بود . اى روح من ! تو بين حلق و چنبرهء گردن من در حال تردد ميباشى و . . .
در عراق كسى نبود كه براى كارزار شجاع و صاحب هيبت باشد غير از قبائل عرب كه در كوفه بودند .
اول كسى كه براى قتال نهضت كرد سليمان بن صرد خزاعى بود كه از صحابهء پيامبر خدا و ياران على مرتضى عليهما السلام بود . مسيب بن نجبه ( بفتح نون و جيم ) فزارى كه از اصحاب حضرت امير بود . عبد اللَّه بن سعد بن نفيل ( بضم نون و فتح فاء ) ازدى ( به سكون زاء ) و رفاعة بن شداد بجلى و عبد اللَّه بن وأل تيمى از بنى تيم اللّات بن ثعلبه بودند . افراد مذكور با چند تن از شيعيان در خانهء سليمان اجتماع نمودند .
سليمان شروع بسخن كرد و پس از اينكه حمد و ثناى خدا را بجاى آورد گفت : ما عمر طولانى كرديم و متعرض فتنه شديم . ما به خداى خود راغب و اميدواريم ما را از آن افرادى قرار ندهد كه در قرآن راجع به آنان فرموده : آيا بقدرى عمر بشما نداديم كه اگر كسى مىخواست متذكر شود ميتوانست و پيامبر بيم دهنده براى شما آمد . اكنون عذاب را بچشيد . افراد ظالم ياورى نخواهند داشت .
حضرت على بن ابى طالب عليه السلام فرموده : مدت آن عمرى كه خدا عذر انسان را در آن ميپذيرد شصت سال است . عموم ما به اين مقدار عمر رسيدهايم . ما همه وقت براى تزكيهء نفس و مدح شيعيان خود كوشا بوديم . تا اينكه وقتى خداى عليم خوبان ما را مورد آزمايش قرار داد ما را اين طور يافت كه نسبت به يارى كردن پسر دختر پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم دروغگو در آمديم . اكنون كه در مقابل عمل انجام شده واقعشدهايم عذر موجهى نداريم جز اينكه قاتلين امام حسين را بكشيم . شايد پروردگار ما ما را عفو فرمايد .
رفاعة بن شداد به سليمان گفت : خدا تو را هدايت كرد كه بهترين
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 347
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٤٧