تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
اشهد ان لا إله الا اللَّه و اشهد ان محمدا رسول اللَّه . امام حسين قبول كرد كه شفيع وى شود . هنگامى كه صبح شد موكلين آن سر مبارك را با درهم‌ها از آن راهب گرفتند . وقتى به وادى رسيدند ديدند آن درهم‌ها به سنگ تبديل شده‌اند ! در روايتى از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : ام كلثوم به دربان ابن زياد گفت : واى بر تو ! اين هزار درهم را بگير و سر مبارك امام حسين را در جلو ما ببر و ما را سوار شتران در عقب مردم قرار بده ، تا مردم از نظر كردن ما منصرف و متوجه سر بريدهء امام حسين شوند . آن دربان پول‌ها را گرفت و سر مقدس امام حسين را جلوتر برد . وقتى صبح شد و آن دربان بپول‌ها نگاه كرد ديد خدا همهء آنها را به سنگ تبديل نموده است ! در يكطرف آنها نوشته شده بود :
وَ لا تَحْسَبَن اللَّه غافِلًا عَمَّا يَعْمَل الظَّالِمُون
و بر طرف ديگر آنها نوشته بود :
وَ سَيَعْلَم الَّذِين ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَب يَنْقَلِبُون
ابو مخنف از شعبى نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه سر مبارك امام حسين عليه السلام را در كوفه در محل صرافها بدار زدند آن سر مقدس تنحنح كرد و سورهء كهف را تلاوت كرد ، تا آنجا كه ميفرمايد :
إِنَّهُم فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِم
الى آخره . در روايت ديگرى مينگارد : هنگامى كه سر مقدس امام حسين را بر فراز درخت زدند شنيدند كه ميفرمود :
وَ سَيَعْلَم الَّذِين ظَلَمُوا
الى آخره نيز در دمشق صوت آن حضرت را شنيدند ميفرمود : لا قوة الا باللَّه نيز شنيده شد كه ميفرمود :
أَن أَصْحاب الْكَهْف وَ الرَّقِيم
الى آخره . زيد بن ارقم ميگفت : يا ابن رسول اللَّه ! تعجب سر بريدهء تو از همه بيشتر است . در كتاب : ابن بطه و ترمذى و خصائص و نطنزى از عمارة بن عمير نقل ميكنند كه گفت : وقتى سر ابن زياد ملعون و سر اصحابش را نزد مسجد آوردند و من