هم ميفرمود :
و عليك السلام
، ما هم بدنبال ميائيم . سپس اين آيهء شريفه را تلاوت ميفرمود :
فَمِنْهُم مَن قَضى نَحْبَه وَ مِنْهُم مَن يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا
يعنى بعضى از آنان به وظيفهء خود عمل كرد و شهيد شد و بعضى ديگر هم در انتظار اين موقعيت ميباشند و هيچ نحوه تبديلى در تصميم ايشان راه نيافت .
بعد از حر ، برير بن خضير ( بضم باء و خاء و فتح راء و ضاد ) همدانى ( به سكون ميم ) كه از بندگان نيكوكار خدا بود در حالى براى مبارزه قيام كرد كه اين رجز را ميخواند :
1 - انا برير و ابى خضير * ليث يروع الاسد عند الزئر
2 - يعرف فينا الخير اهل الخير * اضربكم و لا ارى من ضير
كذاك فعل الخير من برير
1 - يعنى من برير هستم و پدرم خضير مىباشد . من شيرى هستم كه شيران از غرش من ميترسند 2 - افرادى كه اهل خير هستند نيكوكارى ما را ميدانند . من شما را با شمشير مىزنم و ضررى نميبينم . كار خير برير اين طور است .
سپس در حالى بر آن گروه ستمكيش حمله كرد كه ميگفت : اى قاتلهاى مؤمنين ! نزديك من بيائيد . نزديك من بيائيد اى كشندگان فرزندان بدريين .
نزديك من بيائيد اى قاتلين اولاد رسول پروردگار ، رسول عالمين و ذريهاى كه از آن حضرت باقى مانده است . برير بهترين سخنور اهل زمان خود بود .
وى همچنان مشغول قتال بود تا اينكه تعداد سى نفر مرد را كشت .
ناگاه مردى كه او را يزيد بن معقل ميگفتند براى مبارزهء با برير قيام كرد و به برير گفت : من شهادت مىدهم كه تو از افراد گمراه هستى . برير گفت : بيا دعا كنيم تا خدا هر يك از ما را كه دروغگو هستيم لعنت كند و هر كدام از ما كه بر حق است آن كسى را كه بر باطل مىباشد بكشد .